اشكال مصنّف بر نظريه صاحب فصول :
نظريه صاحب فصول باطل است .
دليل :
صغرى : اگر صفات با همان معنايى كه بر غير اللّه اطلاق مىشوند بر اللّه اطلاق نشوند ، لازمهاش اين است كه اين صفات يك سلسله الفاظ بىمعنا باشند .
كبرى : و اللازم باطل .
نتيجه : فالملزوم مثله .
توضيح صغرى : صفات هنگام حمل بر اللّه سه صورت دارند :
الف ) يا همان معنايى را دارند كه هنگام حمل بر غير اللّه دارند .
ب ) يا معنايى مقابل آن معنا دارند مثلا عالم به معناى جاهل .
ج ) يا معنايى ندارند بلكه صرفا يك سلسله الفاظ بىمعنا مىباشند .
با توجه به اينكه صورت دوم محال است ، امر دائر بين صورت اوّل و سوم خواهد بود و لذا اگر صورت اوّل نباشد ، صورت سوم متعيّن است . « 1 »
نتيجهى نهايى : با تحقيقى كه گفته شد دو نكته روشن مىشود :
1 ) استدلال كسانى كه در صدق حقيقى مشتقّ بر ذات ، قيام مبدأ به ذات را شرط نمىدانند ، باطل است .
2 ) قضاوتى كه بين طرفين شده ( در جايى كه ذات با مبدأ متحد نيست ، قيام لازم است مثل زيد ضاحك و در جايى كه متحد است قيام لازم نيست مثل اللّه عالم ) باطل است .
قوله : « السادس . . . » .
[ امر ششم : محلّ نزاع در مشتقّ ]
مقدّمه :
مجاز در يك تقسيم بر دو قسم است : « 2 »
هامش
( 1 ) - ر ك : حاشيه مرحوم مشكينى .
( 2 ) - ر ك : مختصر المعانى ، ص 55 .