3 ) اتحاد مفهومى و ماهوى و مصداقى ؛ قهرا تغاير اعتبارى خواهد بود مثل الانسان انسان و يا الانسان بشر ( در مقام توهّم مغايرت شىء با خود ) .
با حفظ اين نكته مىگوييم :
دربارهى اتحاد دو نظريه وجود دارد :
1 ) نظريه مصنّف : اتحاد بين موضوع و محمول ، بايد اتحاد حقيقى باشد چنان كه گفته شد . لذا حمل علم بر زيد در زيد علم صحيح نيست .
2 ) نظريه صاحب فصول : اتحاد اعتبارى بين موضوع و محمول هم كافى است « 1 » با سه شرط :
الف ) دو شىء متغاير را به منزلهى شىء واحد قرار مىدهيم . در زيد علم ، زيد و علم را كه متغايران هستند به منزلهى يك مركّب قرار مىدهيم ( موضوع و محمول يك مركّب اعتبارى ) .
ب ) اين دو را من حيث المجموع در نظر گرفته و موضوع قرار مىدهيم و عرض و مبدأ را بر آن حمل مىكنيم . زيد و علم علم .
ج ) در ناحيهى محمول جزء را لا به شرط در نظر مىگيريم . و بديهى است كه لا به شرط اعمّ از به شرط شىء است . چنان كه الانسان حيوان صحيح است زيد و علم علم هم صحيح است .
خلاصه با اين سه شرط ، بين موضوع و محمول اتحاد اعتبارى محقّق مىشود .
تأمّل .
جواب مصنّف :
جواب اوّل :
صغرى : اتحاد اعتبارى مذكور ، لازمهاش حمل جزء بر كل است .
كبرى : و اللّازم باطل . ( چنان كه حمل يد بر الانسان در الانسان يد صحيح نيست .
حمل علم بر زيد و علم در زيد و علم علم هم صحيح نيست )
هامش
( 1 ) - كلام صاحب فصول در حمل متغاير بر متغاير است مثل زيد علم . ر ك : فصول ، ص 62 .