چند شىء ، امرى ممكن و معقول است .
ب ) استعمال لفظ در معنى يعنى لفظ عنوان براى معنى و آئينهاى براى نشان دادن معناست . به بيان ديگر استعمال ، فناء لفظ در معناست . عقيدهء مصنّف بر همين نظريه تعلق گرفته است .
دليل مصنف : « 1 »
صغرى : استعمال لفظ در بيش از يك معنى ، لازمهاش اين است كه مستعمل به تبع تصور بيش از يك معنى ، يك لفظ را در يكآن بيش از يكبار تصور كند . ( در استعمال تصور لفظ و معنى لازم است . ولى تصور معنى ، تصور اصالى و تصور لفظ ، تصور آلى است ) .
كبرى : و اللازم باطل ( چون شىء واحد در آن واحد قابليت يك وجود در نفس دارد و الّا يلزم ان يكون الشىء شيئين و الموجود موجودين ) . « 2 »
نتيجه : فالملزوم مثله .
قوله : و لولا امتناعه .
در اينكه مانع از استعمال لفظ در بيش از يك معنى چيست ، سه نظريه در كتاب ذكر شده است .
1 ) نظريه مصنف : مانع از استعمال لفظ در بيش از يك معنى ، مانع عقلى است . به بيانى كه گذشت .
2 ) نظريه صاحب معالم : مانع از استعمال حقيقى لفظ مفرد در بيش از يك معنى ، مانع غير عقلى است يعنى مانع وضعى ، با توضيحى كه خواهد آمد . « 3 »
3 ) نظريه ميرزاى قمى : مانع از استعمال لفظ در بيش از يك معنى ، مانع غير عقلى است ، يعنى مانع وضعى .
هامش
( 1 ) - ظاهر قسمتى از عبارت مصنف اين است كه مركز استدلال ايشان براى عدم جواز استعمال لفظ در بيش از يك معنى ، مسأله فناء است ولى ظاهر قسمتى ديگر از عبارت اين است كه مركز استدلال ، مسأله لحاظ است .
( 2 ) - تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 69 ؛ مناهج ، ج 1 ، ص 181 .
( 3 ) - معالم ، ص 32 .