عارض شدن و حمل عرض بر موضوع نياز به واسطه است و واسطه امرى است كه خارج از حقيقت و ماهيت موضوع مىباشد . واسطهء خارجيه چهار حالت دارد :
الف ) گاهى واسطه خارجيه ، مساوى با موضوع و معروض است مثل الانسان ضاحك .
( واسطه براى حمل ضاحك بر انسان ، تعجب است و تعجب خارج از حقيقت و ماهيت انسان و مساوى با انسان است . كل انسان متعجب و كلّ متعجب انسان ) .
ب ) گاهى واسطه خارجيه ، اعمّ از موضوع و معروض است مثل الناطق متحرك بالارادة .
( واسطه براى حمل متحرك بالارادة بر ناطق ، حيوان است و حيوان خارج از حقيقت و ماهيت ناطق و اعم از ناطق است . كل ناطق حيوان و لا عكس ) .
ج ) گاهى واسطه خارجيه ، اخصّ از موضوع و معروض است مثل الحيوان ضاحك .
( واسطه براى حمل ضاحك بر حيوان ، انسان است و انسان خارج از حقيقت و ماهيت حيوان و اخصّ از حيوان است . كلّ انسان حيوان و لا عكس ) .
د ) گاهى واسطه خارجيه ، مباين با موضوع و معروض است مثل الماء حارّ و جالس السفينة متحركّ .
( واسطه براى حمل حارّ بر ماء ، نار است . نار خارج از حقيقت و ماهيت ماء و مباين با ماء است .
لا شىء من الماء بنار و بالعكس . در مثال دوم واسطه براى حمل متحرك بر جالس السفينه ، سفينه است .
سفينه خارج از حقيقت و ماهيت جالس و مباين با جالس است . لا شىء من الجالس بالسفينة و بالعكس ) . « 1 »
نكته 3 :
واسطه سه صورت دارد .
الف ) واسطه در عروض : به واسطهاى گفته مىشود كه عرض حقيقة قائم به او است
هامش
( 1 ) - علت ذكر دو مثال اين است كه واسطه در مثال اول واسطه در ثبوت و در مثال دوم واسطه در عروض است . تامّل .