تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

قريش خبر از قريش ، از اين طبقه ، و فرمانرواييشان در مكه و آغاز كارشان و چگونگى رسيدن فرمانروايى به آنان از امت‌هاى پيشين .

به هنگام سخن از نخستين طبقه از اعراب گفته‌اند كه : حجاز و ديگر سرزمين‌هاى ديار عمالقه بود . عمالقه از فرزندان عمليق بن لود [ 1 ] بودند و در آن سرزمين‌ها پادشاهى داشتند . جرهم نيز از اين طبقه بود از فرزندان يقطان [ 2 ] بن شالح [ 3 ] بن ارفكشاد [ 4 ] و سرزمين‌هايشان در يمن بود با برادرانشان در حضرموت مىزيستند . مردم يمن ، در اين روزگاران دچار قحط شدند و آنان از پى آب و چراگاه به جانب تهامه گريختند . در راه به اسماعيل كه با مادرش در كنار زمزم مىزيست ، برخوردند . و ما سرگذشت همهء آنان را به هنگام ذكر احوال ابراهيم ( ع ) آورديم . اينان بر قطوراء كه از بقاياى عمالقه بودند ، فرود آمدند . رئيس عمالقه در اين ايام ، سميدع بن هوثر ( به ثاء سه نقطه ) بن لاوى بن قطوراء بن ذكر بن عملاق يا عمليق بود . خبر جرهم و دست يافتنشان در حجاز به آب و چراگاه به يمن رسيد ، آنان نيز به ايشان پيوستند سرورشان در اين روزگار ، مضاض بن عمرو بن سعيد بن الرقيب بن هنىء ابن نبت بن جرهم بود ، اينان نيز در مكه بر قعيقعان [ 5 ] فرود آمدند و قطورا ، در اسفل مكه بود . پس عشريه كسانى را كه از قسمت‌هاى بالا به مكه داخل مىشد مضاض مىگرفت و عشريهء كسانى را كه از قسمت‌هاى پائين به مكه داخل مىشدند ، سميدع . اين قول ابن اسحاق و مسعودى بود كه معتقدند : كه قطوراء از عمالقه بوده‌اند و حال آنكه ديگران مىگويند كه : قطوراء از بطون جرهم است و از عمالقه نيستند . سپس قطوراء و جرهم از يك ديگر جدا شدند و ميانشان بر سر تسلط بر امور ، همچشمى و رقابت پديد آمد و كارشان به نبرد كشيد و مضاض بر آنان غلبه يافت و سميدع را كشت و دوران اعراب عاربه به پايان آمد . شاعر گويد :
هامش
[ ( 1 ) ] لاوذ . [ ( 2 ) ] يقطن . [ ( 3 ) ] شالخ . [ ( 4 ) ] ارفخشد . [ ( 5 ) ] قعيقعان .