پادشاهان بيت المقدس از اعقاب سليمان ( ع ) سپردند و شاعر بنى نيف گويد :
و لو نطقت يوما قباء لخبرت * بأنا نزلنا قبل عاد و تبع
و آطامنا عادية مشمخرة * تلوح فتنعى من يعادى و يمنع
چون مزيقيا از يمن بيرون شد و در شام غسان را در تصرف آورد و بمرد ، پسرش ، ثعلبة العنقاء به جايش نشست . ثعلبه نيز بمرد و عمرو ، فرزند برادرش ، جفنه پس از او ، به پادشاهى رسيد . حارثه فرزند عمرو خشمگين شد و آهنگ يثرب كرد ولى بنى جفنة بن عمرو ، با آنان كه به آنها پيوسته بودند ، در شام باقى ماندند . حارثه در يثرب بر يهود خيبر فرود آمد و از آنان خواست كه با او پيمان دوستى ببندند تا در جوارشان در امن و امان زيست كند ، آنان نيز پذيرفتند . ابن سعيد گويد : پادشاه يمن در اين روزگار شريب بن كعب بود كه در آغاز چندان توانى نداشتند ولى چون شمارشان افزون شد ، بر امور استيلاء يافتند .
در كتاب اغانى ابو الفرج اصفهانى آمده است كه : بنى قريظه و بنى النضير ، فرزندان دو كاهن از فرزندان كوهن پسر هارون ( ع ) بودند كه بعد از موسى و پيش از پراكنده شدن ازد از يمن ، در اثر سيل عرم و فرود آمدن اوس و خزرج در يثرب و بعد از واقعه فجار در آن سرزمين زندگى مىكردند . ابو الفرج از على بن سليمان الاخفش بسند خود از عمارى مىآورد كه ساكنان مدينه عماليق بودند . اين عماليق مردمى ماجراجو و بدسرشت بودند و در شهرها پراكنده شدند . از ايشان بنى هف [ 1 ] و بنى سعد و بنى الازرق و بنى مطروق [ 2 ] در مدينه مىزيستند و ارقم حجاز را از تيماء تا فدك در تصرف آورد و بر آن فرمانروا شد . همچنين پادشاهان مدينه نيز از عماليق بودند و در آنجا زرع و نخيل فراوان داشتند . آنگاه كه موسى ( ع ) براى سركوبى جبابره لشگرهايى گسيل مىداشت ، سپاهى از بنى اسرائيل را بر سر عماليق فرستاد ، و فرمان داد حتى يك تن از ايشان را باقى نگذارند . اما آنان يكى از فرزندان ارقم را باقى گذاشتند و او را نكشتند .
چون بنى اسرائيل بازگشتند و ماجرى باز گفتند ، گفتند كه اين كار گناهى است كه مرتكب شدهايد و نبايد در شام وارد شويد . آنان به بلاد عمالقه بازگشتند و در مدينه فرود آمدند و اين نخستين سكونت يافتن يهود است در يثرب . و از آنجا به اطراف پراكنده شدند و دژها برآوردند و اموال و مزارع به دست آوردند . زمانى گذشت و روم بر بنى اسرائيل در شام تاختن آورد و خلقى از ايشان را بكشت و به اسارت گرفت . بنى النضير و بنى قريظه و بنى بهدل [ 3 ] به حجاز گريختند ، روميان به تعقيبشان پرداختند و در بيابان شام و حجاز از تشنگى هلاك شدند و آن موضع را « تمر الروم » ناميدند . اين سه گروه چون به مدينه آمدند ، نخست در عاليه سكونت گزيدند ، ولى آنجا را بيمارى خيز يافتند . پس بنى النضير در حدود بطحان [ 4 ] و بنى قريظه
هامش
[ ( 1 ) ] نعيف .
[ ( 2 ) ] نظرون .
[ ( 3 ) ] يهدل .
[ ( 4 ) ] بهجان .