تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
داستان آن مشهور است . جالينوس ، طبيب مشهور در عهد او بود و با او پرورش يافته بود . چون شنيد كه او بر روميان پادشاه شده است از يونان نزد او آمد و در آنجا بماند . نيز ذيمقراطيس حكيم معاصر با او بود . در سال اول پادشاهىاش ، بليانوس بطرك اسكندريه شد و او يازدهمين بطركهاست . او دو سال در ميان آنان درنگ كرد و بمرد و به جاى او ديمتريوس آمد او سى و سه سال در آنجا بماند . كومودوس [ 1 ] قيصر - چنان كه گفتيم پس از سيزده سال پادشاهى بمرد ، بعد از او پرتيناكوس [ 2 ] سه ماه پادشاهى كرد . ابن عميد گويد : ابن بطريق او را فرطنوش ناميده و گفته كه سه ماه پادشاهى كرده و ديگرى او را فرطيخوس خوانده و صعيديون ، برطانوس ناميده . و به اتفاق همه ، مدت پادشاهى او ، دو ماه بوده است ، اوروسيوس گويد : نام او لبيس ( ؟ ) پسر طيجليس ( ؟ ) بوده و او عموى كومودوس قيصر بوده است . و گويد : يك سال حكم راند ، يكى از سردارانش او را كشت مدت پادشاهى او شش ماه بود . ابن عميد گويد : پس از او ديديوس يوليانوس [ 3 ] قيصر ، دو ماه حكومت كرد و بمرد . پس از او سوروس [ 4 ] قيصر آمد . بعضى او را سويرس خوانده‌اند و اوروسيوس او را طباريش پسر ارنت پسر انطونيش ناميده است . در مدت پادشاهى او اختلاف كرده‌اند . ابن عميد از ابن بطريق روايت مىكند كه هفده سال پادشاهى كرد و مسبحى مىگويد : هجده سال و به قول ابى فانيوس شانزده سال و به قول ابن الراهب سيزده سال و به قول صعيديون دو سال . و گويد كه : در سال چهارم پادشاهى اردشير به پادشاهى رسيد . بر نصارى سخت گرفت و بر آنان دست ستم گشود . به مصر و اسكندريه رفت و آنان را كشتار كرد و كليساهايشان را ويران نمود و به اطراف پراكنده ساخت . و در اسكندريه بنايى برآورد و آن را هيكل آلهه ناميد . اوروسيوس مىگويد : اين سختگيرى پنجم بود بعد از سختگيرى نرون و گويد : پس لاطين‌ها ، بر آنان شوريدند و پيوسته در محاصره بود تا به هلاكت رسيد . پس از او ، انتونيوس [ 5 ] پادشاه شد . ابن عميد از ابن بطريق روايت مىكند كه : شش سال پادشاهى كرد و مسبحى مىگويد : هفت سال و او را انطونيش قسطس ناميده . و گويد كه : پادشاهى او را سال پانصد و بيست و پنج از پادشاهى اسكندر مىدانند . در عهد او اردشير پادشاه ايران به نصيبين آمد و آنجا را در محاصره گرفت و در آنجا دژى ساخت . پس شنيد كه كسى در خراسان بر او خروج كرده است اردشير پس از مصالحه در اينكه مردم نصيبين متعرض دژ او نشوند ، از آنجا دور شد . چون اردشير برفت آنان باروئى از آن سوى دژ كشيدند و دژ را داخل در شهر خود ساختند . چون اردشير بازگشت با
هامش
[ ( 1 ) ] كموده . [ ( 2 ) ] ورمئلوش . [ ( 3 ) ] يوليانس . [ ( 4 ) ] سوريانوس . [ ( 5 ) ] اقطونيش .