تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
آمدند و در قدس كنيسه‌اى ساختند و در آنجا اقامت گزيدند . اسقفشان سمعان پسر كلوبا ، پسر عم يوسف نجار بود و او دومين اسقف بيت المقدس بود . وسپاسيانوس يا يشبشيان پس از نه سال پادشاهى بمرد و پس از او پسرش تيتوس دو سال و به قولى سه سال پادشاهى كرد . ابن عميد مىگويد : در سال چهارصدم از پادشاهى اسكندر و اوروسيوس گويد : او مردى در علوم متفنن بود و نيكوكار ، و آگاه از زبان‌هاى يونانى و لاطينى . بعد از او برادرش دوميتيانوس [ 1 ] پانزده سال پادشاهى كرد . اوروسيوس مىگويد كه او خواهرزادهء نرون بود و گويد كه بدخو و كافر بود و به قتل نصارى فرمان داد . چنان كه دايىاش نرون فرمان داده بود و يوحناى حوارى را به حبس افكند و همهء يهوديانى را كه از نسل داود بودند ، از بيم آنكه مبادا هواى سلطنت در سر بپرورانند بكشت . او در نبردهاى افرنج به هلاكت رسيد . ابن عميد او را دانسطيانوس خوانده است . و گويد شانزده سال و به قولى نه سال پادشاهى كرد . بر يهود سخت گرفت و شاهزادگانشان را بكشت . به او گفته بودند كه نصارى مىپندارند كه مسيح مىآيد و پادشاهى مىكند ، از اين رو به قتلشان فرمان داد . و از فرزندان يهودا پسر يوسف و از حواريون هر سو سراغ گرفت و آنان را بند برنهاد و به رم برد . و از مسيح پرسيد ، گفتند به هنگام پايان يافتن جهان مىآيد ، آنگاه آزادشان ساخت . در سال سوم پادشاهىاش يعنى سال هشتاد و هفتم از زمان مسيح بطرك اسكندريه را طرد كرد و به جاى او ملموا را برگماشت او نيز سيزده سال در آن كار ببود و وفات كرد و كرماهو به جاى او نشست . ابن عميد از مسبحى روايت مىكند كه : در عهد او ليونيوس صاحب طلسمات در رم بود دوميتيانوس [ 2 ] همه فلاسفه و اخترگران را از رم تبعيد كرد و فرمان داد تا در رم تاك غرس نكنند . سپس دوميتيانوس كه اوروسيوس او را دومريان مىخواند ، هلاك شد . او در جنگ‌هاى افرنج كشته شد . پس از او نروا [ 3 ] پسر برادرش تيتوس پادشاهى يافت . قريب به دو سال حكومت كرد و او همان است كه ابن عميد او را ناوداس مىخواند . و گويد كه : مسبحى او را نارون ناميده و گويد او را برسطوس نيز خوانده‌اند . و گويد كه : يك سال يا يك سال و نيم بر روميان حكومت كرد . پادشاهى نيك سيرت بود و فرمان داد تا نصارايى كه تبعيد شده‌اند ، به وطن خويش بازگردند و در دين خود آزاد باشند . در زمان او يوحناى انجيلى پس از شش سال به افسوس بازگشت . اوروسيوس گويد كه او را از زندان آزاد كردند و اين پادشاه را فرزندى نبود پس ترايانوس [ 4 ] يكى از بزرگان سرداران خود را ولايت عهدى داد . او از مردم مالقه بود و بعد از او به پادشاهى نشست و قيصر خوانده شد . ابن عميد گويد كه : نام او انديانوس بود و مسبحى او را طرينوس خوانده . به اتفاق همهء مورخان ، هفده سال حكم رانده است . سمعان پسر كلاويا اسقف بيت المقدس و اغناطيوس بطرك انطاكيه را او كشت . نصارى در ايام او رنج فراوان
هامش
[ ( 1 ) ] دومريان . [ ( 2 ) ] ذوسطيالوس . [ ( 3 ) ] برما . [ ( 4 ) ] طريانس .