تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
ديدند . پيشوايانشان را مىكشت و عوامشان را برده مىساخت . در سال ششم پادشاهى او ، يوحنا انجيل خود را در رم در يكى از جزائر نوشت و يهود به بيت المقدس بازگشتند و شمارشان در آنجا افزون شد و هواى شورش در سرشان افتاد . قيصر سپاه خود را به آنجا فرستاد و خلقى بسيار از ايشان را بكشت . و جنگ ميان او و يهود به درازا كشيد . يهوديان شهرهاى بسيارى را تا عسقلان سپس تا مصر و اسكندريه خراب كردند ، در آنجا شكست خوردند ، پس از آن به كوفه ( ؟ ) راندند ، در آنجا نيز خلقى را به قتل آوردند و همگان از شوكتشان عاجز آمدند . ابن عميد گويد : در سال نهم پادشاهى او كوثبانو بطرك اسكندريه پس از يازده سال كه در آن مقام بود ، بمرد و امرغو به جاى او نشست . او نيز ده سال در اين مقام بود . بطلميوس صاحب مجسطى مىگويد : شيلوش حكيم در رم در سال اول پادشاهى ترايانوس كه همان ادريانوس باشد ، چنين رصد كرد كه اين سال برابر است با چهارصد و بيست و يكمين سال بعد از اسكندر و هشتصد و چهل و پنج سال ، بعد از بختنصر . ابن عميد گويد : كسى در بابل بر او خروج كرد و او در سال نوزدهم پادشاهى خود ، در نبرد با او ، كشته شد . بعد از او هادريانوس بيست و يك سال پادشاهى كرد . ابن عميد گويد : از ابن بطريق آورده كه او بيست سال پادشاهى كرد . اوروسيوس گويد كه او از يهود كشتار فراوان كرد ، سپس شهر مقدس را بنا نمود و آن را ايليا ناميد . ابن عميد گويد : بر نصارى سخت مىگرفت و از آنان خلق بسيارى را بكشت و مردم را به بت‌پرستى فرا خواند . در سال هشتم پادشاهىاش بيت المقدس را ويران ساخت و همهء ساكنانش را بكشت . و بر دروازهء شهر ستونى برآورد كه بر آن لوحى بود و بر آن نوشته شده بود : « شهر ايليا » . سپس بر سر مردى كه بر ترايانوس خروج كرده بود لشكر كشيد و او را به مصر منهزم ساخت . و مردم مصر را به حفر ترعه‌اى از نيل به درياى قلزم فرمان داد و آب شيرين در آن جارى ساخت . سپس اين ترعه انباشته شد تا در زمان فتح مصر به دست مسلمانان در اين سال ، بار ديگر عمرو بن العاص مردم را واداشت تا آن را حفر كنند و آب در آن جارى شد . اين ترعه در روزگار ما مسدود شده است . چون هادريانوس شهر قدس را بنا كرد و يهود بدان بازگشتند ، به او خبر رسيد كه يهود قصد پيمان‌شكنى دارند و زكريا را كه از اولاد ملوك است ، بر خود پادشاه كرده‌اند . اين بود كه لشكرى بدانجا روان داشت و كشتار بسيار كرد و شهر را ويران ساخت چنان كه همانند صحرايى شد و فرمود تا هيچ يهودى در آنجا سكنى نكند . و يونانيان را در بيت المقدس جاى داد . اين ويرانى پنجاه و سه سال بعد از ويرانى تيتوس بوده است كه منجر به آوارگى بزرگ شد . بيت المقدس پر از يونانيان گرديد و نصارى به موضع قبر و صليب آمد و شد مىكردند و نماز به جاى مىآوردند در حالى كه يهود زباله و كثافات بر آن مىريختند . پس يونانيان يهود را از نماز در مسجد بازداشتند و در آنجا هيكلى به نام زهره بر پاى كردند . ابن عميد به روايت از مسبحى مىگويد : در سال چهارم از پادشاهى هادريانوس
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 236 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى