فانه فيما تحققت لو لم يرد الشياع لاخل بغرضه حيث إنّه لم ينبه مع أنّه بصدده .
شرح
بلكه در اين موارد طبيب دستور مىدهد كه اصل دوا لازم است خوردن آن اما كميت و كيفيت آن و خصوصيات ديگر محتاج است بكلام ديگر و بيان ديگر و اكثر آيات قرآنى و بعض اخبار در اصل تشريع است نه در خصوصيات آن واجب نظير اقيموا الصلاة و آتوا الزكاة و غيره .
دوم از مقدمات چيزى در كلام نباشد از قرينه حاليه يا مقاليه يا عقليه كه مراد مولا را مقيد كند كه اگر قرينهاى باشد كه مراد مولا مقيد است اطلاق ندارد اين كلام مثل آنكه قرينه باشد كه مراد از اعتق رقبة رقبهء مؤمنه است البته در خصوص اين قيد كلام مقيد است ولى در باقى جهات مطلق است مثل آنكه رقبه مؤمنه سيده باشد يا عام باشد يا غيره از اين جهات ديگر مطلق است كلام مولا .
سوم از مقدمات قدر متيقن تخاطب بين متكلم و مخاطب نباشد كه اگر قدر متيقن در بين باشد در اين موارد كلام مولا اطلاق ندارد نظير آنكه متكلم با مخاطب در رقبه مؤمنه تكلم مىنمودند و در حال بگويد مولا اعتق رقبة كه حمل بر مؤمنه مىشود نه مطلق رقبه بله اگر قدر متيقن خارجى باشد از افراد مطلق در اينطور موارد مؤثر نيست و اخلال بغرض مولا نيست و كلام مولا باطلاق خود باقى است اگر در مقام بيان تمام مراد باشد كما آنكه فرق همين است چون اكثر مطلقات قدر متيقن دارد و اگر همه نباشد مثل رقبهء مؤمنه سيده عالمه .
قوله فانه فيما تحققت الخ .
در اين سه مقدمهء كه بيان نموديم بعد از تحقيق آنها اگر مولا اراده نكرده باشد شياع را و اطلاق لفظ را در اين حال اخلال بغرض خود نموده است و ضرر بغرض خود زده است اگر اراده مطلق نفرموده باشد چون بيان نكرده است خصوصيت و قيدى