پس در اين باب ، از خدا اعانت و يارى طلبيد و صبر كنيد ، زيرا زمين ملك خداست و از بندگان خود ، كسى را كه مىخواهد ، وارث آن مىگرداند و عاقبت براى متّقيان است و پيش از رسيدن وقتش به اين امر تعجيل مكنيد كه باعث پشيمانى مىشود . اين مدّت را طولانى نشماريد كه موجب قساوت دلهاى شما گردد . هركس به امر ما چنگ زند ، هرآينه در جايگاه قدس با ما مىباشد و هركه منتظر ظهور امر ماست ، مانند كسى مىباشد كه در راه خدا به خون خود غلطيده باشد .
[ مؤمنان آخر الزمان ، برادران پيامبر ( ص ) ] 2 نجمة
محمد بن حسن صفّار در كتاب بصاير الدرجات « 1 » از ابن معروف ، او از حمّاد بن عيسى ، او از ابى الجارود ، او از ابى بصير و او از باقر عليه السّلام روايت نموده كه آن حضرت فرمود : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالىكه جماعتى از اصحاب در خدمتش بودند ، به درگاه الهى عرض نمود : پروردگارا ! برادران مرا به من برسان ! دوبار اين را عرض نمود .
در آنحال اصحاب عرض كردند : يا رسول اللّه ! آيا ما برادران تو نيستيم ؟
فرمود : نه ، شما اصحاب ما هستيد ؛ برادران من جماعتى هستند كه در آخر الزمان مىباشند . ايشان هستند كه به من ايمان مىآورند ، حال آنكه مرا نديدهاند . بهدرستى كه خداى تعالى ايشان را به نامهاى خود و پدرانشان ، پيش از آنكه از پشتهاى پدران و رحمهاى مادران بيرون آورد ، به من شناسانيد . هرآينه باقى بودن هريكى از ايشان ، در سر دين خود شديدتر و دشوارتر از خرط قتاد در شب تار است يا هركسى از ايشان كه در دين خود باشد ، مانند كسى است كه اخگر درخت غضا را در دستش نگه دارد ؛ ايشان مانند چراغهاى شب تار هستند و خداوند عالم ، ايشان را از فتنههاى تيرهوتار نجات مىدهد . « 2 »
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 104 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، صص 124 - 123 .