107 - خالى شدن راه حقّ از سالك و راهرونده .
108 - استهزا نمودن به اموات و بعد از ازهاق روحشان گريه نكردن بر آنها .
109 - بيشتر بودن بدعت و شرّ در هر سالى از سال پيش .
110 - متابعت نكردن مردم مگر از اغنيا .
111 - چيز دادن و رحم كردن بر فقرا ، نه براى خدا ، بلكه براى خنديدن به آنها .
112 - مضطرب نشدن مردم از علاماتى كه در آسمان پيدا مىشود .
113 - جهيدن مردم در سر راهها بر يكديگر ؛ مانند حيوانات براى لواط و زنا كردن .
114 - صرف مال بسيار در باطل و مضايقه نمودن از صرف اندك آن در طاعت الهى .
115 - رنجانيدن پدر و مادر ، اهانت و استخفاف كردن به آنها و بدترين خلق بودن آنها نزد اولاد .
116 - شاد شدن اولاد از افترا زدن ديگران به پدر و مادر آنها . . . ، الخ .
117 - دست يافتن و تسلّط زنان بر هر امرى كه خواهش نفسشان در آن است .
118 - تهمت و افترا بستن اولاد به پدران .
119 - نفرين كردن اولاد به پدر و مادر .
120 - شاد شدن اولاد به مردن پدر و مادر .
121 - اندوهناك شدن مردم از آنكه روزى بر آنها بگذرد و ايشان در آن روز گناه بزرگى نكرده باشند ؛ مانند لواط ، كم دادن در ترازو و پيمانه و مباشرت امر حرام ، خوردن شراب و ساير مسكرات و حساب نكردن آن روز از ايّام عمر خود .
122 - جمع كردن اهل تسلّط غلّات را براى فروختن آنها به قيمت اعلا و گزاف .
123 - دادن خمس و مال امام عليه السّلام به اهل تزوير ، قماربازى نمودن و شراب خوردن آنها به آن اموال .
124 - مداوا نمودن مريضها به شراب و وصف نمودن اوصاف آن براى آنها .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 288
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٨٨