عديده است كه از محلّ قبر مطهّر خود براى اصلاح شرع مبين ، قلع و قمع كافرين و كيف كان خروج مىكند .
اين علايم عشره كه در اين فقره از خطبهء شريفهء آن جناب مجتمعا ذكر شدهاند ، تماما در سابق ، ضمن بيان علامات ظهور نور موفور السرور حضرت بقيّة اللّه ذكر شدهاند ، فارجع اليها .
نيز در كلام معجز نظام ديگر آن حضرت كه به نظم بيان مىفرمايد ، علايم ظهور حضرت حجّة اللّه القائم را چنين بيان فرموده :
بنىّ اذا ماجاشت الترك فانتظر * ولاية مهدىّ يقوم و يعدل
و ذلّ ملوك الأرض من آل هاشم * و بويع منهم من يلذّ و يهزل
صبىّ من الصّبيان لا رأى عنده * و لا عنده جدّ و لا هو بعقل
فثمّ يقوم القائم الحقّ منكم * و بالحقّ يأتيكم و بالحقّ يعمل
سمّى نبىّ اللّه نفسى فدائه * فلا تخذلوه يا بنىّ و عجّلوا
در كفاية الموحّدين بعد از نقل اين اشعار فرموده :
ظاهرا خطاب آن حضرت به علويّين از اولاد نسبى خود باشد كه لفظ بنىّ به فتح « باء » ، كسر « نون » و اضافه به « ياء » متكلّم است و قرينهء بر اين خطابات ، بعد است از لفظ منكم و يأتيكم كه به لفظ و جمع بيان فرموده و بعيد است مراد به بنىّ يكى از اولاد حاضرين آن سرور و به لفظ تصغير باشد كه به ضمّ « ياء » و فتح « نون » خوانده شود و كيف كان ؛ يعنى اى فرزندان من ! وقتى تركها به هيجان آيند ، پس منتظر ولايت و سلطنت حقّهء حضرت مهدى عليه السّلام باشيد كه قائم به عدل مىباشد در وقتى كه پادشاهان روى زمين از آل هاشم ذليل شده باشند .
در همان كتاب فرموده : ظاهرا اين به سلاطين صفويّه اشاره باشد كه از سادات علويّين از آل هاشماند كه بسيارى از ملوك در زمان سلطنت ايشان ، ذليل و خوار بودند و در وقتى كه از ملوك آن ارض بيعت كرده شد و يا از سلاطين هاشمى ، كسى كه اهل لذايذ ، لهو ، لعب و لغو است .