اين است كه بسيارى از علايم مذكور سابق واقع شده و نيز محتمل است كثيرى از آنها در تمادى ازمنهء سابق در بلاد مختلف وقوع يافته باشد و بعضى ديگر از آن علايم ، چون از علايم حتميّه نيستند ، اميد است در آنها تغيير و تبديل شود و بعضى از آنها هم به بلاد كفّار اختصاص داشته باشد .
مجلسى رحمه اللّه در بحار « 1 » از معلّى بن خنيس روايت فرموده كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ، فرمود : بعضى از علايم و امورات ، از محتومات است و جملهاى از آن ، از امور و علايم حتميّه نخواهد بود ؛ يعنى احتمال تغيير و تبديل در آن مىرود و شايد خداوند به فضل و كرم خود آن بلايا و فتن را از مؤمنين رفع فرمايد ، شدايد را بر ايشان آسان نمايد و در ظهور آن بزرگوار تعجيل فرمايد .
از بعضى از خطب جناب امير المؤمنين عليه السّلام چنين نقل شده كه فرمودند : الا انّ لخروجى علامات عشرة اوّلها تحريق الرايات في اذقّة الكوفه و تعطيل المساجد و انقطاع الحاج و خسف و قذف بخراسان و طلوع الكواكب المذنبه و اقتران النجوم و هرج و مرج و قتل و نهب ، فتلك علامات عشرة و من العلامة إلى العلامة عجب عجب ، فإذا تمّت العلامات قام قائمنا ؛ يعنى براى خروج من ، ده علامت است .
ظاهر كه آن حضرت خروج را به خود نسبت داده ؛ چنانكه ابتدا مىفرمايد : براى خروج من ، ده علامت است ، با آنكه در آخر تمام خود مىفرمايد : فإذا تمّت العلامات قام قائمنا و اين علامات را براى ظهور و خروج فرزند خود قرار داده و بيان فرموده ؛ اين است كه خروج حضرت قائم ، فى الحقيقة همان خروج حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىباشد كه قائم مقام آن حضرت و خليفة اللّه است و همهء ايشان از نور واحدند ؛ اوّلهم آخرهم و آخرهم اوّلهم !
نيز محتمل است كه اين علامات ؛ چنانكه علامات براى خروج حضرت قائم است ؛ همچنين علامات براى خروج آن بزرگوار باشند ، چراكه ظهور حضرت قائم - عجّل اللّه فرجه - به زمان رجعت اتّصال دارد و براى امير المؤمنين عليه السّلام رجعات
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 249 .