رسيد ، آيا كسى از قريش به سلطنت مىرسد ، بهنحوى كه امرش قوام بگيرد ؟
فرمود : نه .
عرض كردم : پس چه مىشود ؟
فرمود : چيزى مىباشد كه شما آن را مىگوييد .
عرض كردم : آيا مراد تو ، خروج سفيانى است ؟
فرمود : نه .
عرض كردم : قيام قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - را اراده مىكنى ؟
فرمود : خداى تعالى هرچه مىخواهد ، مىكند .
عرض كردم : آيا قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - تويى ؟
فرمود : لا حول و لا قوّة الّا باللّه . بعد از آن فرمود : پيشتر از اين امر ، علامتهاى حادثه بين الحرمين ظاهر خواهد شد .
عرض كردم : آن حادثه چيست ؟
فرمود : بعد از اين طايفهاى مىآيند كه فلان شخص از آل فلان ، پانزده مرد را مىكشد . « 1 »
[ بيان علّامه در علامات فرج ]
علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار « 2 » بعد از نقل اين خبر فرموده : قول آن حضرت ، اوّلين علامات فرج . . . ، الخ ، اشاره به وقوع مخالفت ميان امين و مأمون و خلع مأمون ، توسّط امين از خلافت است ، زيرا اين قضيّه ، اوّل اغتشاش و پريشانى كار بنى عبّاس بود . سال صد و نود و شش هجرى ، نزاع شدّت به هم رساند و جنگ ميان ايشان برپا شد و در سالى كه بعد از آن بود ، بسيارى از لشكريان ايشان فانى شدند . سال آينده ؛ آن امرا و بزرگان و اكثر بنى عبّاس كشته شدند و اينكه آن حضرت ، بنى هاشم را در كلام خود
هامش
( 1 ) . مقرب الاسناد ، ص 372 - 370 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، صص 185 - 184 .