تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
پس از آن صعصعة بن صوحان برخاسته ، عرض كرد : يا امير المؤمنين ! دجّال چه وقت خروج مىكند ؟ فرمود : بنشين ! به‌درستىكه خدا سخنت را شنيد و آن‌چه را اراده نموده ، بودى دانست . به خدا قسم ! در اين باب مسؤول از سايل داناتر نباشد ، لكن اين امر علاماتى دارد كه چون نعل به‌جاى نعل ، از پى يكديگر برآيند ، اگر مىخواهى به تو بگويم . عرض كرد : آرى يا امير المؤمنين ! بفرماييد ! فرمود : ياد بگير ! آن علامات اين است : مردم نماز را بميرانند ، امانت را ضايع نمايند ، دروغ را حلال دانند ، ربا بخورند و رشوه بگيرند ، بناها را محكم و بلند كنند ، دين را به دنيا بفروشند ، سفها را كارفرمايند ، با زن‌ها مشورت كنند ، ارحام را قطع نمايند ، هواى نفس را متابعت نمايند ، خونريزى را سبك شمارند ، حلم را ضعيف دانند ، ظلم را فخر پندارند ، امراى ايشان فجّار ، وزراى ايشان ظلّام ، عرفاى ايشان خاين و قرّاى ايشان فاسق باشند ، شهادات زور ، ظاهر گردد و فجور ، بهتان ، اثم و طغيان آشكار شود ، مصاحف را زيور و مساجد را طلاكارى كنند ، مناره‌ها را بلند گردانند و اشرار را گرامى دارند . صفوف جماعت ، متّصل و قلوب ايشان ، مختلف باشد . عهد را بشكنند و وعد را نزديك نمايند ، زنان براى حرص دنيا با شوهران خود در تجارت شركت كنند ، آواز فاسقان بلند شود و كلام ايشان را استماع كنند ، رذل ايشان ، بزرگ قوم شود ، از خوف شرّ فاجر ، از او تقيّه و كاذب را تصديق كنند ، خاين را امين و آلات لهو و لعب را اخذ نمايند . آخر اين امّت ، اوّل آن را لعن كند ، صاحبان فروج بر زن‌ها سوار شوند ، زنان به مردان شبيه گردند و شاهد نطلبيده ، شهادت دهند ، شاهد به مراعات دوستى و آشنايى ، بدون معرفت و حقّ ، شهادت دهد ، براى غير دين ، طلب علم كنند ، كار دنيا را بر كار آخرت مقدّم دارند و لباس ميش را بر دل‌هاى گرگ بپوشانند ، دل‌هاى ايشان از مردار گنديده‌تر و از صبر تلخ‌تر باشد .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 161 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي