دادند براى اينكه مدح شوند . وقتى مال را تغنّى صرف كردند ، به دنيا مشغول شدند و از آخرت باز ماندند ، ورع ، كم و هرج و مرج بسيار ، مؤمن ذليل و منافق عزيز شد ، مسجدهايشان با اذان معمور مىشود ، دلهايشان بهسبب استخفاف قرآن از ايمان خالى مىباشد و از ايشان هرگونه خوارى به مؤمن مىرسد .
در اين زمان ، روىهاى آنها ، روىهاى آدميان و دلهايشان مانند دلهاى شياطين است ، كلامشان از عسل شيرينتر و دلهايشان از حنظل تلختر است ، ايشان گرگهايند كه لباس آدمى پوشيدهاند .
روزى نمىشود مگر اينكه خداى تعالى در آن روز به ايشان خطا بنموده ، مىفرمايد : آيا به من افترا مىگوييد ، بر من جرأت نموده ، معصيت مىكنيد :
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
« 1 » ؛ آيا چنان گمان نمودهايد ما شما را عبث خلق كردهايم و بهسوى من برنمىگرديد . به عزّت و جلال خودم سوگند ! اگر نبودند كسانى كه با اخلاص مرا عبادت مىكنند ، هرآينه طرفة العينى به كسانى كه به معصيتم مرتكب مىشوند ، مهلت نمىدادم . هرگاه ورع صاحبان ورع از بندگان من نبود ، هرآينه قطرهاى باران از آسمان نازل نمىكردم و يك برگ سبز نمىروياندم .
تعجّب باشد از قومى كه اموالشان را معبود خود قرار دادهاند و آرزوهاى آنها طولانى و عمرهايشان كوتاه شده ، ايشان چنان طمع دارند كه به همسايگى مولاى خود ؛ يعنى خداوند عالم برسند و جز با عمل و بندگى نمىرسند و عمل هم جز با عقل تمام نمىشود .
[ كلام پيامبر ( ص ) در معراج ] 3 نجمة
در بحار از ابن عبّاس روايت نموده ، گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : وقتى پروردگار من ، مرا به معراج برد ، ناگاه ندا رسيد : يا محمد !
هامش
( 1 ) . سوره مؤمنون : آيه 115 .