در آن حال خداوند عالم مؤمنان را بر سر قول حقّ و اعتقاد صحيح ، ثابتقدم مىگرداند و آن نداى اولى است . در اين روز كسانى كه در دلهايشان مرض هست ، به شكّ مىافتند . به خدا سوگند ! آن مرض عداوت ماست ، در اين وقت از ما تبرّى مىكنند ، به ما نسبت مىدهند و مىگويند : منادى اوّل سحرى از سحرهاى اين اهل بيت است .
بعد از آن ، حضرت اين آيه را تلاوت فرمود :
وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
« 1 » ؛ اگر ايشان آيت و معجزهاى ببينند ، هرآينه مىگويند ، اين سحرى است كه هميشه در ايشان بوده است . « 2 »
نيز از ابن عقده ، او از على بن حسن ، او از پدرش ، او از محمد بن خالد ، او از ثعلبة بن ميمون و او از عبد الرحمان بن مسلمه روايت نموده ، او گفته : خدمت امام صادق عليه السّلام عرض كردم : اهل سنّت ما را سرزنش مىكنند و مىگويند : به اعتقاد شما ، دو نداست ؛ بنابراين از كجا نداى حقّ از نداى باطل تميز داده مىشود ؟
آن حضرت فرمود : شما به ايشان چه جوابى داديد ؟
عرض كردم : چيزى نمىگوييم .
فرمود : به ايشان بگوييد : نداى حقّ را كسى تصديق مىكند كه پيش از وقوعش ، به آن اعتقاد نموده است .
خداى عزّ و جلّ فرمود :
فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
« 3 » ؛ آيا كسى كه هدايتكننده است لايقتر است كه از او تبعيّت نمايند ؟ كسى كه هدايتكننده است ، لايق است كه خلايق تابع او شوند ، مگر اينكه خود او را ديگرى هدايت نمايد . شما را چه شده كه اينگونه حكم مىكنيد ؛ يعنى قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - كه هدايتكننده است ، لايق است كه خلايق تابع او شوند ، نه ديگرى . « 4 »
هامش
( 1 ) . سوره قمر : آيه 2 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، صص 293 - 292 .
( 3 ) . سوره يونس : آيه 35 .
( 4 ) . همان ، ص 296 .