فرمود : چنين نيست كه مىگويى ، به خدا سوگند ! هرآينه از جمله محتومات است . « 1 »
[ روايتى از امام صادق ( ع ) ]
ايضا از ابن عقده ، او از على بن حسن تيملى ، او از عمرو بن عثمان ، او از ابن محبوب و او از عبد اللّه بن سنان روايت كرده ، او گفته : خدمت امام صادق عليه السّلام بودم ، از مردى همدانى شنيدم ، گفت : جماعت اهل سنّت ما را سرزنش مىكنند و مىگويند : شما چنان گمان داريد كه نداكنندهاى از آسمان به نام صاحب اين امر ، ندا خواهد كرد ؟
وقتى آن مرد اين سخن را گفت ، صادق عليه السّلام تكيه كرده بود ؛ در آنحال برخاست و نشست .
بعد از آن فرمود : اين سخن را كه خواهم گفت ، از زبان من نقل نكنيد ، بلكه از زبان پدرم روايت نماييد و اگر از زبان پدرم نقل كنيد ، در اين باب بر شما حرجى نيست . پس شهادت مىدهم بر اينكه از پدرم شنيدم ، مىفرمود : به خدا سوگند ! هرآينه اين امر در كتاب خداى تعالى آشكار است ؛ چنانكه مىفرمايد :
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ
« 2 » ؛ اگر بخواهيم آيتى از آسمان بر ايشان نازل مىگردانيم ، پس گردنهاى همهء خلايق به آن آيت ، خضوع و فروتنى مىنمايند .
آن حضرت فرمود : در اين روز ، كسى روى زمين نمىماند مگر اينكه آيت ، در پيش خضوع و فروتنى مىكند . وقتى آن روز شد و اهل زمين اين صدا را از آسمان شنيدند ، ايمان مىآورند . آن صدا اين است : آگاه شويد ! بهدرستىكه حقّ با على عليه السّلام و شيعيان او است . وقتى فرداى آن روز شد ، ابليس - لعنة اللّه عليه - به هوا بلند مىشود به حدّى كه از نظرهاى اهل زمين پنهان مىشود و بعد ندا مىكند :
آگاه شويد ! بهدرستىكه حقّ با عثمان بن عفّان و شيعهء او است ، زيرا با ظلم و ستم كشته شد ، پس از او خونخواهى كنيد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 249 .
( 2 ) . سوره شعرا : آيه 4 .