دال و اين اشهر است و بعضى بازاى معجمه در اوّل و راى بىنقطه در آخر ضبط كردهاند ، از آن كتاب ، معلوم مىشود او هم از علما بوده .
مخفى نماند از مجموع اين حكايت ظاهر مىشود محمود اهل عراق عرب و قصّهء او در آنجا بوده ، نه در بلاد فارس عجم . شايد اصل او ، از فارس بوده يا مراد از فارس در اينجا قريهاى از قراى عراق عرب يا اينكه اسم قريهاى باشد ؛ چنانكه در موضعى از آن ذكر شده ، انتهى .
[ سيد رضى الدين آوى ] 15 ياقوتة
خواب سيّد رضى الدين آوى است .
عالم جليل و معاصر نبيل نورى در نجم ثاقب از كتاب منهاج الصلاح علّامهء حلّى در مقام شرح دعاى عبرات معروف ، نقل نموده ؛ آن دعا ، از جناب صادق جعفر بن محمد عليهما السّلام مروى است و براى اين دعا ، از طرف سيّد رضى الدين محمد بن محمد بن محمد اوى - قدّس اللّه روحه - حكايتى معروف است و به خطّ بعضى از فضلا در حاشيه اين موضع از منهاج ، اين حكايت را چنين نقل كرده : از مولى السعيد فخر الدين محمد ، پسر شيخ اجلّ جمال الدين ؛ يعنى علّامه كه او از پدرش روايت نموده ، از جدّش شيخ فقيه ، سديد الدين يوسف از سيّد رضى الدين مذكور كه او مدّتى طويل در نهايت سختى و تنگى نزد اميرى از امراى سلطان جرماغون محبوس بود .
پس خلف صالح منتظر - صلوات اللّه عليه - را در خواب خود ديد . گريست و گفت :
اى مولاى من ! مرا در خلاص شدن از اين گروه ظلمه شفاعت كن !
حضرت فرمود : دعاى عبرات را بخوان !
سيّد گفت : دعاى عبرات كدام است ؟
فرمود : آن دعا ، در مصباح تو است .
سيّد گفت : اى مولاى من ! در مصباح من دعا نيست .