مسجد جمكران را به چوب پوشاندند و سيّد ابو الحسن الرضا زنجيرها و ميخها را به قم برد و در سراى خود گذاشت . همهء بيماران و صاحبان علّت مىرفتند و خود را در زنجير مىماليدند ؛ خداى تعالى شفاى عاجل مىداد و خوش مىشدند و ابو الحسن محمد بن حيدر گويد : به استفاضه شنيدم كه سيّد ابو الحسن الرضا در موسويان در شهر قم مدفون است و بعد از آن فرزند او دچار بيمارى شد ، وى در خانه شد ، سرصندوق را برداشتند ، ولى زنجير و ميخها را نيافتند . اين مختصرى از احوال آن موضع شريف است كه شرح داده شد . « 1 »
اين ناچيز گويد : علّامهء نورى بعد از ذكر اين حكايت ، در كتاب نجم الثاقب « 2 » گفته : در نسخهء فارسى تاريخ قم و در نسخهء عربى آنكه عالم جليل آقا محمد على كرمانشاهى ، مختصر قصّه را از او نقل كرده ، در حواشى رجال ميرمصطفى در باب حسن قصّه را در ثلث و تسعين ؛ يعنى نود و سه بعد از دويست نقل كرده و ظاهرا بر ناسخ مشتبه شده و اصل ، سبعين بوده كه به معنى هفتاد است ، زيرا وفات شيخ صدوق پيش از نود است .
امّا دو ركعت نماز منسوب به آن حضرت - صلوات اللّه عليه - از نمازهاى معروف است و جماعتى از علما آن را روايت نمودهاند .
اوّل : شيخ طبرسى صاحب تفسير مجمع البيان در كتاب كنوز النجاح « 3 » از احمد بن الدربى از خدامهء ابى عبد اللّه حسين بن بزوفرى روايت كرده و او گفته : از ناحيهء مقدّسهء حضرت صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - بيرون آمد كه هركس به سوى حقتعالى حاجتى داشته باشد ، بايد بعد از نصف شب جمعه غسل كند ، به جاى نماز خود رود ، دو ركعت نماز گزارد ، در ركعت اوّل سورهء حمد را بخواند و چون به
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
برسد ، صد مرتبه آن را تكرار كند و بعد از آنكه صد مرتبه تمام شود ، تتمّهء
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 233 - 230 ؛ نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 458 - 454 .
( 2 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 461 - 458 .
( 3 ) . ر . ك : مهج الدعوات ، ص 295 - 294 .