گفت : بىآنكه پير شده باشد ، رويش كهنه شده و طراوتى ندارد .
عيسى به آن زن فرمود : مىخواهى طراوت روى تو برگردد ؟
گفت : بلى !
فرمود : چون چيزى مىخورى ، كمتر از قدر سيرى بخور ، زيرا طعام كه در سينه بسيار شد ، مىجوشد و روى را كهنه مىكند . زن به فرمودهء عيسى عمل كرد ، طراوت صورتش عود نمود و محبوب شوهرش گرديد .
4 - سياحت عيسويّه
در همان روايت است كه آن حضرت به شهر ديگر رسيد ، اهل آن شهر شكايت كردند كه در ميوههاى ما كرم به هم رسيده و ميوههاى ما را فاسد مىكند .
فرمود : سببش آن است كه وقتى درخت را مىكاريد ، اوّل خاك مىريزيد و بعد از آن آب مىدهيد ، بلكه اوّل به ريشهء درخت آب بريزيد . چون چنين كردند ، كرم از ميوههاشان بر طرف شد . « 1 »
5 - سياحت عيسويّه
نيز در همان روايت است كه از آنجا گذشت و به شهر ديگرى وارد شد ؛ ديد روهاى اهل آن شهر ، زرد و چشمهايشان كبود است . چون از اين حال به او شكايت كردند ، فرمود : سببش اين است كه گوشت را نشسته مىپزيد و مىخوريد ، روح هيچ جانورى از بدنش مفارقت نمىكند مگر آنكه جنابتى در آن به هم رسد تا آن را نشويد ، جنابت از آن بر طرف نمىشود . پس از آن ، گوشت را شستند و مرضهايشان به صحّت مبدل شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 14 ، ص 321 .
( 2 ) . همان .