خاصّه و صادرهء از ائمّهء شيعه باشد هم ، به وجود فعلى و حيات كنونى آن حضرت قايلاند ، چنانكه ابو البدر يوسف بن يحيى السّلمى در باب سوّم عقد الدور « 1 » كه در احوال امام منتظر است ، به اسناد خود از حضرت ابى عبد اللّه الحسين روايت نموده :
أنّه لو قام المهديّ لأنكره النّاس لأنّه يرجع إليهم شابا موفّقا و أنّ من أعظم البليّه أن يخرج إليهم و هم يظنّون كبيرا .
ظاهر اين عبارت ، آن است كه آن بزرگوار ، اوّل ميان مردم بوده ، پس از آن ، مختفى شده و پس از اختفا ، ظاهر مىشود و رجوع مىكند ، چه آنكه معناى رجوع جز اين نيست كه سابقهء بود و وجودى براى شى باشد كه به سوى آن بازگشت كند ، چنانكه شيخ شهاب الدين سهروردى مقتول ، در رسالهاى كه مسمّا بالكلمات الذّوقيه و النّكات الشّوقية است ، گفته : فايدهء تجريد ، سرعت عود به سوى وطن اصلى و اتّصال به عالم عقلى و معنى است .
قوله صلّى اللّه عليه و آله كه فرموده : حبّ الوطن من الأيمان ، اشاره به سوى اين معنى است . همچنين آيهء مباركهء :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 2 » ، ناظر به سوى اين مطلب است ، زيرا رجوع ، مقتضى سابقهء حضور است .
پس براى كسى كه شهرى را نرفته و بلدى را نديده ، وقتى كه وارد آنجا شود ، گفته نمىشود : به آن بلد رجوع نمود ، زيرا رجوع وقتى صادق آيد كه او سابق در آن بلد بوده ، از آن بيرون رفته و پس از برههاى از زمان ، داخل آن گردد .
اشارة ثالثة ؛ آنكه اگرچه محيى الدين عربى را در عبقريّهء سابق از جمله كسانى كه قايل به تولّد آن حضرتاند ذكر نموديم ، لكن بعدا به عبارت ديگر واقف شدم كه از فتوحات نقل شده و در اين صريح است كه او به وجود فعلى و حيات كنونى آن بزرگوار قايل است ، چنانكه در كشف الاستار است :
« قال في الفتوحات : و قد ظهر ؛ يعني المهدى في القرن الرّابع اللّاحق بالقرون
هامش
( 1 ) . عقد الدرر فى اخبار المنتظر ، ص 42 .
( 2 ) . سورهء فجر ، آيه 28 - 27 .