تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
پيش از بعثت خاتم النبيّين ، ولىّ در اديان سابق نبوده و اسم ولىّ ، بر زبان آنان آشنايى نداشته ، اگر چه در هردينى صاحب شريعتى بوده ، لكن به عنوان ولايت نبوده ، بلكه كسانى كه مردم را به سوى شريعت آن صاحب شريعت مىخواندند ، نبىّ مىگفتند . پس در شريعت آدم عليه السّلام ، انبيايى بودند كه مردم را به سوى شريعت آدم مىخواندند ؛ هم‌چنين در دين موسى و عيسى و ابراهيم عليهم السّلام و چون نوبت به پيغمبر ما ، حضرت خاتم النبيّين رسيد ، حضرت فرمودند : لا نبىّ بعدى يدعون النّاس إلى دينى ؛ لكن كسانى كه بعد از من مىآيند ، مرا متابعت مىنمايند و مردم را به سوى دين من دلالت مىكنند . نام آنان اوليا و اسم ولىّ ، ظهورش در دين و شريعت من است . خداوند ، دوازده نفر را در شريعت محمديّه ، نوّاب آن حضرت قرار داده است و قول « العلماء ورثة الأنبيا » « 1 » كه از آن حضرت وارد شده ، دربارهء ايشان است ، چنان‌كه قول آن سرور ، « علماء امّتى افضل من انبياء بنى اسرائيل » « 2 » ، در شأن آنان است . نزد شيخ ؛ يعنى سعد الدين حموى ورّاث امّت محمد ، زياده از اين دوازده نفر نيست كه اوّل ايشان ، على بن ابى طالب و آخر ايشان كه دوازدهمى آنان است ، مهدى صاحب الزّمان - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - مىباشد . در ينابيع المودّه ، بعد از اين‌كه اين مطلب را از شيخ عزيز نسفى نقل نموده ، فرموده در آخر عبارت خود گفته : و اما ولىّ آخر ، او نايب آخر است ، ولىّ دوازدهم و نايب دوازدهم ، خاتم الاوليا و نام او ، مهدى صاحب الزّمان عليه السّلام است . شيخ گفته : اولياى در عالم ، زياده از دوازده نفر معروف نيستند كه مراد ، ائمّهء اثنا عشر است و اما سى صد و شصت و پنج نفرى كه از ايشان به رجال الغيب تعبير مىنمايند ؛ به آن‌ها اوليا گفته نمىشود ، بلكه از آن‌ها به ابدال تعبير مىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : الدعوات ، ص 63 . ( 2 ) . ر . ك : اوائل المقالات ، ص 178 ؛ بحار الانوار ، ج 35 ، ص 304 . ( 3 ) . ينابيع المودة لذوى القربى ، ج 3 ، ص 353 .