نيابت را براى ابى الحسن سمرّى ببندد . آنگاه به تأخير افتاد ؛ يعنى باب مسدود شد .
محتمل است ذكر ابواب ، از كلام احمد بن محمد فاريابى يا پدرش يا كلام ابو بكر محمد بن احمد بن محمد بن عبد اللّه بن اسماعيل ، معروف به ابن ابى الثلج باشد . چون نصر كه از جناب رضا عليه السّلام روايت كند ، نشود تمام ابواب را ذكر كند ؛ با قراين ديگر كه از خود تاريخ معلوم مىشود .
شهيد اوّل نقل كرده كه نصر مذكور نزد متوكّل عبّاسى روايت كرده : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دست حسنين عليهما السّلام را گرفت و فرمود : كسى كه من و اين دو و مادر ايشان را دوست دارد ، روز قيامت در درجهء من و با من خواهد بود .
آنگاه متوكّل امر كرد او را هزار تازيانه بزنند . ابو جعفر بن عبد الواحد گفت : اين شخص ، سنّى است . پس او را واگذاشت .
[ ملّا على قارى ] 8 مسكة
از ايشان محدّث فاضل ملّا على قارى است كه او را از اكابر محدّثين خود مىدانند .
در مرقات شرح مشكات ، بعد از ذكر خبر نبوى كه : « بعد از آن جناب ، دوازده خليفه خواهد بود » گفته : شيعه اين حديث را بر اين حمل كردند كه ايشان پىدرپى از اهل بيت نبوّتاند ؛ اعمّ از آنكه بر ايشان خلافت حقيقيّه - يعنى ظاهرى - يا به استحقاق باشد . اوّل ايشان على و تا مهدى شمرد .
حسب آنچه زبدة الاوليا ، خواجه محمد پارسا در كتاب فصل الخطاب « 1 » به تفصيل ايشان را ذكر كرده و مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى در اواخر شواهد النبوّه او را متابعت كرده و هردو ، فضايل ، مناقب ، كرامات و مقامات ايشان را ذكر نمودند و در آن ردّى بر روافض است كه به اهل سنّت گمان بردند كه ايشان ، اهل بيت را به اعتقاد فاسد و وهم كاسد خود دشمن دارند .
هامش
( 1 ) . فصل الخطاب ، ص 620 .