دعاى ششم : شيخ صدوق در كتاب كمال الدين « 1 » روايت كرده از عبد اللّه بن سنان كه گفت ، فرمود ابو عبد اللّه عليه السّلام : « زود است مىرسد به شما شبههاى ؛ پس مىمانيد بدون نشانه و راهنما و پيشواى هدايتكننده و نجات نمىيابد در آن شبهه ، مگر كسى كه بخواند دعاى غريق را . »
گفتم : چگونه است دعاى غريق ؟
فرمود : مىگويى : « يا اللّه يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبّت قلبى على دينك . »
پس گفتم :
« يا مقلّب القلوب و الابصار ثبّت قلبى على دينك . »
پس فرمود : « به درستى كه خداوند عزّ و جلّ مقلّب است قلوب و ابصار را و لكن بگو چنان كه من مىگويم : « يا مقلّب القلوب ثبّت قلبى على دينك . »
دعاى هفتم : شيخ نعمانى رحمه اللّه روايت كرده به اسناد خود از عبد اللّه بن سنان كه گفت :
داخل شدم من و پدرم بر حضرت ابى عبد الله عليه السّلام .
فرمود : « چگونه خواهيد بود شما ، هرگاه مانديد در حالى كه نيست در آن وقت يا نمىبينيد در آن حال ، امام هدايتكننده و نه راهنمايى كه ديده شود و نجات نمىيابد در آن زمان ، مگر كسى كه بخواند دعاى حريق را . »
پس پدرم گفت : اين است و اللّه ، بلا . پس چه كنيم ؟ فداى تو شوم .
فرمود : « چون چنين شود و تو آن زمان را درك نخواهى كرد . پس متمسّك شويد به آن چه در دست شما است تا آنكه امر بر شما واضح گردد . » « 2 »
يعنى در آن زمان در دين خود متزلزل نشويد و در عمل متحيّر و سرگردان نگرديد و به آنچه از امامان گذشته به شما رسيده ، در اصول و فروع متمسّك باشيد و عمل به آنها را ترك نكنيد و مرتد نشويد و ايمان نياوريد به آنكه مدّعى امامت و قائميّت است تا امر امامت او بر شما واضح شود به ظهور معجزات بيّنات و از سؤال نكردن سنان ، والد عبد اللّه
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 352 .
( 2 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 159 .