معمّر مشرقى ساكن سهرورد « 1 » كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را درك كرد و علّامه كراجكى در كنز الفوائد از جماعتى از اهل علم سنّت و اهل آن بلد نقل كرده كه در حدود چهارصد و پنجاه ديده بودند و تصديق داشتند طول عمر و ملاقات او ، آن جناب را . « 2 »
حارث بن مضاض چهارصد سال عمر كرد . « 3 »
و اخبار و اشعار و انساب اين جماعت در كمال الدين و غرر سيّد مرتضى و كنز كراجكى و غيبت شيخ طوسى مشروحا مذكور است . چندان فايدهاى در نقل آنها نبود .
ابى بكر عثمان بن خطّاب بن عبد اللّه بن عوام .
شيخ طوسى در مجالس خود روايت كرده از ابراهيم بن حسن بن جمهور ، از أبو بكر مفيد جرجرانى در ماه رمضان سال سيصد و هفتاد و شش كه گفت : مجتمع شدم با ابى بكر مذكور در مصر در سنهء سيصد و ده ، در حالتى كه مردم ازدحام كرده بودند بر او ، تا آنكه او را بردند در بام خانهء بزرگى كه در آن بود .
رفتم به مكّه و پيوسته متابعت مىكردم او را تا آنكه پانزده حديث از او نوشتم و او ذكر كرد براى من كه در خلافت ابى بكر متولد شد و چون زمان امير المؤمنين عليه السّلام شد ، با پدرم سفر كرديم به قصد ملاقات آن جناب .
چون قريب به كوفه رسيديم به غايت تشنه شديم در راه و مشرف شديم به هلاكت و پدرم شيخ كبيرى بود .
به او گفتم : تو بنشين تا من در اين صحرا سيرى كنم . شايد آبى به دست آورم يا كسى را كه مرا بر آب دلالت نمايد يا آب بارانى بيابم . پس در مقام تفحّص برآمدم .
چندان از او دور نشدم كه آبى نمايان شد . پس به نزديك آن رفتم . ديدم چاهى است
هامش
( 1 ) . خ . ل : شهرزور
( 2 ) . ر . ك : كنز الفوائد ، ص 266 .
( 3 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 117 ؛ اعلام الورى ، بأعلام الهدى ، ج 2 ، ص 308 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 289 .