تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧

حكايت هشتاد و يكم [ سنّى اهل سامرا ]

و نيز ثقهء متقدّم ، آقا محمّد - دام توفيقه - نقل كرد كه مردى از اهل سنّت سامرّه ، كه او را مصطفى الحمود مىگفتند ، در قطار خدّام بود كه شغلى جز آزردن زوّار و گرفتن مال آنها به هر حيله و مكر ندارد و غالب اوقات در سرداب مقدّس بود در صفّه كوچك كه پشت شباك ناصر عبّاسى است و اغلب زيارات مأثوره را حفظ داشت و هر كس داخل مىشد در آن مكان شريف و شروع مىكرد در زيارت ، آن خبيث او را از حالت زيارت و حضور قلب مىانداخت و پيوسته خواننده را ملتفت مىكرد به اغلاطى كه غالب عوام از آن‌ها خالى نيستند . پس شبى در خواب ، حضرت حجّت عليه السّلام را ديد كه به او مىفرمايد : « تا كى زوّار مرا مىآزارى و نمىگذارى زيارت بخوانند ؟ تو را چه مداخله در اين كار ؟ بگذار ايشان را و آن چه مىگويند ! » پس بيدار شد در حالتى كه هر دو گوشش را خداوند كر نموده بود . پس از آن ديگر چيزى نشنيد و زوّار از او آسوده شدند و چنين بود تا به اسلاف خويش پيوست . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 274 - 275 .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 737 | ميرزا حسين النوري الطبرسي / صادق برزگر بفرويى