تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
آن مرد به من فرمود : « محزون مباش ! زود است كه حق تعالى هر دو را به تو عطا كند . » از آن مكان گذشت و چون بيرون رفت ، من ديدم كه آن جامه از بالاى درخت به زمين افتاد . من از جاى برخاستم و آن جامه را گرفتم و شستم و بر درخت انداختم . بعد از آن با خود فكر كردم و گفتم : من نمىتوانستم كه از جاى خود برخيزم . اكنون چگونه چنين شدم كه برخاستم و راه رفتم و چون در خود نظر كردم ، هيچ‌گونه درد و مرضى در خويش نديدم . دانستم كه آن مرد حضرت قائم عليه السّلام بود كه حق تعالى به بركت آن بزرگوار و اعجاز او ، مرا عافيت بخشيده است . از صحن آن مقام بيرون رفتم و در صحرا نظر كردم ، كسى را نديدم . بسيار نادم و پشيمان گرديدم كه چرا من آن حضرت را نشناختم . صاحب حجره ، رفيق من آمد و از حال من سؤال كرد و متحيّر گرديد . من او را خبر دادم به آنچه گذشت . او نيز بسيار متحسّر شد كه ملاقات آن بزرگوار او را ميسّر نشد . با او به حجره رفتم و سالم بودم تا آن‌كه حاجيان و رفيقان او آمدند و چند روز با ايشان بود ، آن‌گاه مريض شد و مرد و در صحن مقدّس دفن شد و صحّت آن دو چيز كه حضرت قائم - صلوات اللّه عليه - به او خبر داد ، ظاهر شد كه يكى عافيت بود و ديگرى مردن .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 653 | ميرزا حسين النوري الطبرسي / صادق برزگر بفرويى