تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
واسطه از ميان ساقط شود و عزم نمودم بر حركت كردن به سوى سرّ من رأى كه در آنجا او را ملاقات كنم . پس اتّفاق افتاد كه شيخ مذكور به طرف حلّه آمد در ماه شوّال سال مذكور به مشهد مقدّس غروى يعنى مشهد حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رود ، به قاعدهء معهوده در آنجا اقامت نمايد . « 1 » يكى از متوطّنان حلّه كه او سيّد فخر الدّين حسن بن على بن موسوى مازندرانى بود كه به ديدن من آمده بود ، در اثناى سخن فرمود : شيخ زين الدين على بن فاضل مشار اليه ، در خانهء او كه در آخر بلدهء حلّه واقع است ، نازل شده است . پس از استماع اين خبر مسرّت اثر ، چندان شادى و فرح ، رخ نمود كه گويا مىپريدم و اصلا توقّف ننمودم و در خدمت سيّد فخر الدين مذكور و مصاحبت او روانه شدم . پس با سيّد داخل خانه شدم و به خدمت شيخ على بن فاضل رسيدم و بر او سلام كردم و دست او را بوسيدم . او حال مرا از سيّد سؤال كرد . سيّد به او گفت : اين شيخ ، فضل بن شيخ يحيى طبسى كوفى است . صديق و دوست شماست . پس او از جا برخاست و مرا در مجلس خود نشانيد و مرا ترحيب كرد و از احوال پدر و برادر من ، صلاح الدّين ، پرسيد ؛ زيرا كه او ، ايشان را پيش‌تر مىشناخت و من در آن اوقات نبودم ، بلكه در بلدهء واسط بودم و در آنجا مشغول طلب علم بودم در پيش شيخ عالم كامل ، ابو اسحاق ابراهيم بن محمّد واسطى امامى مذهب ، كه خدا او را با ائمّهء طاهرين محشور
هامش
( 1 ) . چون شنيدم كه او به حلّه آمده ، من در آن وقت آنجا بودم و انتظار مىكشيدم قدوم او را كه ناگاه ديدم شيخ را كه مىآيد سواره و قصد كرده برود به خانهء سيّد حسيب ، صاحب نسب رفيع و حسب منيع ، سيّد فخر الدين حسن بن على مازندرانى كه در حلّه منزل داشت - اطال اللّه بقائه - و من تا آن وقت نمىشناختم شيخ صالح مذكور را ، لكن در دلم خطور كرد كه او همان است . پس چون از نظرم غايب شد در عقب او رفتم تا خانهء سيّد مذكور . پس چون به در خانهء او رسيدم ، ديدم سيّد فخر الدين را كه در خانه ايستاده ، خرسند . چون مرا ديد كه مىآيم ، خنديد در روى من و به حضور شيخ مرا مژده داد . پس دلم از فرح و سرور پرواز نمود و نتوانستم خود را نگاه دارم كه در وقت ديگر نزد او روم . با سيّد فخر الدين داخل خانه شدم و سلام كردم بر او و دست او را بوسيدم . . . . تا آخر نسخهء بحار .