حديث اول
در كفاية المهتدى « 1 » نقل كرده از شيخ ابو عبد اللّه ، محمّد بن هبة اللّه طرابلسى در كتاب فرج كبيرش كه روايت نمود به سند خود از ابى الاديان كه يكى از چاكران حضرت عسكرى عليه السّلام بود كه او گفت : به خدمت آن حضرت شتافتم ، آن جناب را ناتوان و بيمار يافتم .
آن جناب نامهاى چند نوشته به من داد و فرمود : « اين نامهها را به مداين رسان و به فلان و فلان از دوستان ما بسپار و بدان كه بعد از پانزده روز ديگر به اين بلده خواهى رسيد و آواز نوحه از خانهء من خواهى شنيد و مرا در غسلگاه خواهى ديد . »
ابو الاديان مىگويد كه گفتم : اى خواجه و مولاى من ! چون اين واقعهء عظمى روى دهد حجّت خدا و راهنماى ما چه كس خواهد بود ؟
فرمود : « آن كسى كه جوابهاى نامههاى مرا از تو طلب نمايد . »
گفتم : زياده از اين هم اگر نشانى مقرّر فرمايى ، چه شود ؟
فرمود : « آن كسى كه بر من نماز گزارد ، او حجّت خدا و امام و راهنما و قائم به امر است بعد از من . »
نشانى زياده ، از آن سرور ، طلب نمودم .
فرمود : « آن كسى كه خبر دهد به آن چه در هميان است . »
و هيبت آن حضرت مرا مانع آمد كه بپرسم : چه هميان و كدام هميان و چه چيز است در هميان ؟
پس از سامره بيرون آمده و نامهها را به مداين رسانيدم و جواب آن مكاتيب را گرفته و بازگشتم و در روز پانزدهم بود كه داخل سرّ من رأى شدم بر وجهى كه آن حضرت ، به معجزه از آن خبر داده بود .
آواز نوحه از خانهء آن سرور شنيدم و نعش او را در غسلگاه ديدم و برادرش جعفر را بر
هامش
( 1 ) . كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ذيل حديث سى و دوّم ، ص 163 - 166 .