[ نقل دولتآبادى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
پانزدهم : ملك العلما ، شهاب الدين بن عمر دولتآبادى در هداية السعداء روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « بعد از حسين بن على عليهما السّلام از پسران او ، نه امام است كه آخر ايشان قائم عليه السّلام است . »
[ نقل دولتآبادى از جابر ]
شانزدهم : در آنجا روايت كرده از جابر بن عبد اللّه انصارى كه گفت : داخل شدم بر فاطمه ، دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و در پيش روى او الواحى بود و در آن ، نامهاى امامان از فرزندان او بود . پس شمردم يازده اسم را كه آخر ايشان قائم عليه السّلام بود .
[ نقل عبد الرحمن جامى از امام حسن عسكرى عليه السّلام ]
هفدهم : عالم عارف مشهور نزد اهل سنّت ، ملّا عبد الرحمن جامى در كتاب شواهد النبوّة « 1 » روايت كرده از بعضى كه گفته : بر ابو محمّد زكى رضى اللّه عنه در آمدم و گفتم :
يا بن رسول اللّه ! خليفه و امام بعد از تو كه خواهد بود ؟
به خانه در آمد ، پس بيرون آمد كودكى بر دوش گرفته ، گويا كه ماه شب چهاردهم بود ، در سنّ سه سالگى . پس فرمود : « اى فلان ! اگر نه پيش خداى تعالى گرامى بودى ، اين فرزند خود را به تو نمىنماياندمى . نام اين ، نام رسول است و كنيهء او ، كنيهء وى است ، هو الّذى يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا . »
[ نقل ديگرى از عبد الرحمن جامى ]
هيجدهم : در آنجا روايت كرده از ديگرى كه گفته است : روزى بر ابو محمّد در آمدم ، بر دست راست وى خانهاى ديدم ، پرده به آن فروگذاشته .
هامش
( 1 ) . شواهد النبوة ، ص 406 .