فرمود : « به تحقيق كه دعا كردم براى نور آل محمّد عليهم السّلام و سابق ايشان و انتقامكشنده از اعداى ايشان . » « 1 »
نيز مىآيد كه حضرت كاظم عليه السّلام مكرّر در مقام ذكر شمايل و حالات آن حضرت مىفرمود : « پدرم فداى آن كه چنين است ! »
در كامل الزّيارات « 2 » مروى است از جناب صادق عليه السّلام كه در ضمن وقايع خروج آن حضرت فرمود : « پس نمىماند مؤمن مرد ، مگر آن كه داخل مىشود بر او سرور اين ظهور در قبرش و اين در آن وقت است كه به زيارت يكديگر روند در قبرهايشان و بشارت دهند يكديگر را به خروج قائم عليه السّلام . »
اين مضمون را صدوق در كمال الدين « 3 » از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده و در آنجا مذكور است : « سرورى داخل مىشود در قلب آن مؤمن . »
شيخ نعمانى روايت كرده كه جناب باقر عليه السّلام فرمود : « نظر كرد موسى بن عمران در سفر اول ، يعنى از تورات ، به آن چه داده مىشود به قائم عليه السّلام از قدرت و سلطنت و فضل .
گفت موسى : پروردگارا ! بگردان مرا قائم آل محمّد عليهم السّلام
گفتند : اين قائم از ذريّهء احمد است !
پس نظر كرد در سفر ثانى پس يافت در آن ، مثل اين . آنگاه نظر كرد در سفر ثالث پس ديد در آن ، مانند آن . پس همان سخن را گفت و همان جواب را به او دادند . » « 4 »
در مهيج الاحزان « 5 » از كتاب نور العين روايت كرده كه حضرت سيّد الشهدا عليه السّلام در شب عاشورا فرمود به اصحاب خود : « جدّم خبر داد مرا كه فرزندم حسين عليه السّلام در بيابان كربلا كشته خواهد شد غريب و بىكس و تشنه ؛ پس كسى كه او را يارى كند به تحقيق كه مرا يارى كرده و يارى نموده فرزندش ، قائم منتظر عليه السّلام را . »
هامش
( 1 ) . فلاح السائل ، ص 171 .
( 2 ) . كامل الزيارات ، ص 233 .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 653 .
( 4 ) . الغيبة ، محمّد بن ابراهيم النعمانى ، ص 240 .
( 5 ) . مهيج الاحزان ، ص 98 ، مجلس چهارم .