هفت تكبير بر من بگو و بدان كه حلال نيست اين عمل براى احدى غير از من ، مگر بر مردى كه بيرون مىآيد در آخر الزمان ؛ اسم او قائم مهدى عليه السّلام است از فرزندان برادر تو حسين عليه السّلام ، راست مىكند اعوجاج حقّ را . » « 1 »
چهل و پنجم : قتل دجّال لعين
كه از عذابهاى الهى است براى اهل قبله .
چنان چه در تفسير على بن ابراهيم « 2 » مروى است از جناب باقر عليه السّلام كه تفسير فرمود عذاب در آيهء شريفهء
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ . . . .
« 3 » را به دجّال و صيحه و فرمودند : « هيچ پيغمبرى نيامد مگر آن كه ترساند مردم را از فتنهء دجّال . » « 4 » چنان چه در كمال الدين از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده ؛ و چگونه فتنه نباشد ، با آن هيأت و استعدادى كه او بيرون مىآيد در سال قحط شديد و همهء آفاق را سير كند جز مكّه و مدينه .
حسن بن سليمان حلّى در مختصر بصائر « 5 » روايت كرده از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود :
« هر كه خواهد با شيعهء دجّال مقاتله كند ، پس مقاتله كند با آنان كه مىگريند بر خون فلان و مىگريند بر اهل نهروان و به درستى كه كسى كه ملاقات كند خدا را با ايمان به اين كه فلان ، مظلوم كشته شده ، ملاقات كرده خداى را در حالتى كه بر او غضبناك است و درك مىكند دجّال را . »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 292 .
( 2 ) . تفسير القمى ، ج 1 ، ص 204 ؛ در چاپ مورد استفاده از تفسير القمى به جاى « دجّال » ، « دخان » آمده است ، ولى در بحار الانوار در روايت مذكور از تفسير القمى « دجّال » ذكر شده است .
ر . ك : بحار الانوار ، ج 9 ، ص 205 ، نيز بخش آخر روايت ، از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد .
( 3 ) . سورهء انعام ، آيهء 65 .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 529 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 3 ، ص 1142 .
( 5 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 20 .