راست آن ، يك ماه و از چپ آن ، يك ماه . » « 1 »
نيز روايت كرده از حضرت باقر عليه السّلام كه فرمود به ابو حمزه : « اى ثابت ! گويا مىبينم قائم اهل بيت خود را كه مشرّف شده بر اين نجف شما » و اشاره فرمود به دست خود به ناحيهء كوفه و فرمود : « چون مشرّف شد بر نجف شما ، باز مىكند رأيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ؛ پس چون آن را باز كرد ، فرود مىآيد بر او ملايكهء بدر . »
گفت : چيست رأيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؟
فرمود : « چوبش از عمود عرش خداوند و رحمت اوست و ساير آن از نصر خداوند است ؛ دراز نمىكند او را به سوى چيزى ، مگر آن كه تباه مىكند آن را . » « 2 »
به روايت صدوق در كمال الدين : « 3 » « چون آن را باز كند ، فرود آيد بر او سيزده هزار و سيزده ملك كه همهء آنها منتظر بودند قائم عليه السّلام را . » آنگاه تفصيل آن ملايكه را ذكر فرمودند ، به نحوى كه گذشت .
در غيبت نعمانى « 4 » مروى است از جناب صادق عليه السّلام كه فرمود : « چون تلاقى شد ميان اهل بصره و امير المؤمنين عليه السّلام ؛ باز كرد رأيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را . پس بلرزيد قدمهاى ايشان و زرد نشد آفتاب كه گفتند : امان ده ما را اى پسر ابو طالب ! »
فرمود : « چون روز صفّين شد ، سؤال كردند از آن حضرت كه آن رأيت را باز كند ، پس اجابت نفرمودند . پس جناب امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و عمّار بن ياسر را شفيع حاجت خود كردند . »
پس به امام حسن عليه السّلام فرمود : « اى فرزند من ! از براى اين قوم ، مدّتى است كه بايد به آن برسند و به درستى كه اين رأيتى است كه باز نمىكند آن را بعد از من ، مگر قائم عليه السّلام . »
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمّد بن ابراهيم النعمانى ، ص 307 .
( 2 ) . همان ، ص 309 .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 671 .
( 4 ) . الغيبة ، ص 307 .