سى و يكم : راست نيامدن زره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، مگر بر قدّ شريف آن حضرت
چنان چه در بصائر الدرجات « 1 » مروى است از جناب صادق عليه السّلام كه فرمود بعد از ذكر جملهاى از آن چه در نزد ايشان است از سلاح و مواريث انبيا : « به درستى كه قائم ما عليه السّلام كسى است كه چون بپوشد زره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ، پس پر كند آن را ، يعنى زياد و كم نشود و به درستى كه پوشيد آن را ابو جعفر عليه السّلام ، پس زياد بود از قامتش . »
راوى عرض كرد : شما سمينتريد يا ابا جعفر عليه السّلام ؟
فرمود : « ابو جعفر عليه السّلام از من سمينتر بود و به تحقيق كه من هم پوشيدم آن را ، پس اندكى زيادتر بود و نزديكتر بود به استوا . »
به سند ديگر نيز روايت كرده قريب به همين معنى و متن آخر خبر فى الجمله صعوبتى داشت . حاصل آن ذكر شد .
نيز در آنجا « 2 » و راوندى در خرايج « 3 » روايت كردند از ابى بصير كه گفت ، گفتم به حضرت صادق عليه السّلام : فداى تو شوم ! من مىخواهم دست بمالم به سينهء تو .
فرمود : « به جاى آور ! » پس دست ماليدم سينه و كتفهاى مباركش را .
پس فرمود : « چرا چنين كردى اى ابو محمّد ؟ »
گفت : فداى تو شوم ! شنيدم از پدرت كه مىفرمود : « به درستى كه قائم عليه السّلام سينهاش پهن است و دو كتفش فروهشته و ميان آنها فراخ است . »
فرمود : « اى ابو محمّد ! به درستى كه پدرم پوشيد زره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و مىكشيد آن را بر زمين و به درستى كه من پوشيدم آن را . پس نزديكتر بود به اين كه به اندازه باشد و مىباشد آن زره بر بدن قائم عليه السّلام ، چنان چه بود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . دامنش از زمين مرتفع است ، به نحوى كه گويا پيش روى آن را با دو حلقه بلند كردند . »
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 196 .
( 2 ) . همان ، ص 209 .
( 3 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 691 .