ابى جعفر عليه السّلام ، پس تكيه كردم بر دستم ، پس گريستم و گفتم : آرزو داشتم كه من درك نمايم اين امر را ، يعنى سلطنت ظاهره ائمّه عليهم السّلام را و در من قوّتى باشد .
پس فرمود : « آيا راضى نيستيد كه دشمنان شما بكشند بعضى ، بعضى را و شما در خانههاى خود آسوده باشيد ؟ به درستى كه اگر امر چنان شد ، يعنى فرج عظيم آمد ، داده مىشود به هر مردى از شما قوّت چهل مرد و گردانده مىشود دلهاى شما مانند پاره آهن ؛ اگر خواستيد به آن قوّت ، كوه را بكنيد ، خواهيد كند و شماييد قوام زمين و خزان او . »
در كمال الدين صدوق « 1 » مروى است از جناب صادق عليه السّلام كه فرمود : « نگفت جناب لوط به قوم خود :
لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ
« 2 » مگر به جهت آرزوى قوّت قائم عليه السّلام و ذكر نكرد مگر شدّت اصحاب او را پس به درستى كه داده مىشود به يك مرد از ايشان قوّت چهل مرد . »
اين مضمون را در خصال « 3 » از حضرت سجاد عليه السّلام و عياشى در تفسير خود « 4 » و شيخ مفيد در اختصاص « 5 » و ابن قولويه در كامل الزياره « 6 » و فضل بن شاذان در غيبت « 7 » خود ، از جناب صادق عليه السّلام روايت كردند .
گذشت از كمال الدين كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « آن جناب دست خود را بر سر عباد بگذارد ، پس نماند مؤمنى مگر آن كه دلش سختتر از پارهء آهن شود و بدهد به او خداوند ، قوت چهل مرد را » « 8 » و در بصائر الدرجات صفّار « 9 » مروى است از جناب باقر عليه السّلام كه فرمود :
« چون واقع شود امر ما و بيايد مهدى ما ، مىشود مرد از شيعيان ما ، جرىتر از شير و
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 673 .
( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 80 .
( 3 ) . الخصال ، ص 540 - 541 .
( 4 ) . اين مطلب در « تفسير العياشى » يافت نشد .
( 5 ) . الخصال ، ص 540 - 541 .
( 6 ) . اين مطلب در « تفسير العياشى » يافت نشد .
( 7 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ص 300 ، ذيل حديث سى و نهم .
( 8 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 653 .
( 9 ) . بصائر الدرجات ، ص 44 .