تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
زند كه خود و تابعانش هلاك شوند . پس همه مردم خدا را به يگانگى پرستند و امير المؤمنين عليه السّلام چهل و چهار هزار سال سلطنت كند و از صلب يك نفر از شيعيان آن حضرت هزار نفر اولاد ذكور كه در هر سالى يكى متولد شود به ظهور آيد . در آن‌وقت دو بهشت سبز و خرم در نزد مسجد كوفه و حوالى آن - به‌طورى كه خدا خواهد - ظاهر گردد » « 1 » . و در روايت " يونس بن ظبيان " ، فرمود كه : « كسىكه پيش از روز قيامت حساب خلق در دست او است حسين بن على عليه السّلام است و در روز قيامت هم كسىكه مردم را به بهشت و دوزخ فرستد آن بزرگوار باشد » « 2 » . و به روايت " حمران " و " داود بن راشد " ، امام باقر عليه السّلام فرمود كه : « اوّل كسىكه به دنيا رجوع كند همسايه شما حسين عليه السّلام باشد و آن‌قدر در دنيا سلطنت كند كه از شدّت پيرى ابروهايش بر روى چشمهاى مباركش افتد » « 3 » . و " معلى بن خنيس " هم مثل آن را از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده ، به‌علاوه آن‌كه آن حضرت فرمود در تفسير آيه
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ
« 4 » اين‌كه : مراد از معاد ، دنيا باشد كه در زمان رجعت عودگاه جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شود » « 5 » . و به روايت بحار از " مختصر بصاير " از " محمّد بن حسن بن عبد اللّه اطروش كوفى " از " جعفر بن محمّد بجلى " از " برقى " از " ابن ابى نجران " از " عاصم بن حميد " ، از " ابى حمزه ثمالى " از امام باقر عليه السّلام فرمود كه : « امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : خدا احد است و واحد . بود او و نبود چيزى . پس تكلّم فرمود به كلمه‌اى و آن كلمه نورى شد و از آن نور ، نور محمد صلّى اللّه عليه و آله و مرا و اولاد طاهرين ما را آفريد . بعد از آن ، كلمه ديگر فرمود و آن روحى شد و آن روح را در بدن‌هاى ما گذاشت . پس ما روح خدا و كلمه اوئيم و با ما حجّت خود را بر مخلوق خود تمام نمود . پس از آنكه ما را آفريد ما را در چيز سبزى قرار داد در وقتىكه نه آفتاب بود و نه ماه و نه شب و نه روز و نه چشمى بود كه نظر كند و ما در آنجا بندگى و
هامش
( 1 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 26 و 27 . ( 2 ) . همان ، ص 27 . ( 3 ) . همان ، ص 27 و ص 28 . ( 4 ) . سورهء قصص ، آيهء 85 : « آن‌كس كه قرآن را بر تو فرض كرد ، تو را به جايگاهت بازمىگرداند ! . . . » . ( 5 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 28 و ص 29 .