نيست . شايد بتوان گفت او تدريجا تا زمان پيرى به آن اشتغال داشته است .
دريغ و درد كه بگذشت عمر فيض و نيافت * سعادت شرف خدمتش به هيچ طريق
او در ديوان غزلياتش هم گاهى ابياتى از حافظ آورده و بعضى مصراع آن را تضمين كرده است :
اين جواب غزل حافظ هشيار كه گفت * « سحرم دولت بيدار به بالين آمد »
گر جان طلب كند ز تو جانان روان بده * « در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست »
بود تأويل اين مصراع حافظ آنچه من گفتم * « به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روى زيبا را »
بيا خاموش شو اى فيض از اين اسرار و دم دركش * « كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را »
ولى چنان كه پيشتر هم اشاره كرديم ، فيض « شوق المهدى » را عموما بر اساس غزليات حافظ سروده است . البته نه همه غزليات او كه چند برابر « شوق مهدى » است ؟
بل اين مقدار كه مىبينيد ! تا آنجا كه ممكن بوده دو سه يا چند بيت حافظ را عينا آورده است ، چون همان بوده كه او مىخواسته ، و بيشتر جملهاى يا مصراعى از آن را تضمين و تلفيق كرده است :
تا توان فيض ز حافظ سخنى پيدا كن * تا به قول و غزلش ساز و نوائى بكنيم
حديث آرزومندى كه ثبتش كرد فيض اينجا * بود ارواح اشعارى كه حافظ داد تلقينم
چه دارى از غزليات تو بيار و بخوان حافظ * كه شعر تست فرحبخش و جانفزا حافظ
ز يمن شعر تو زينت گرفت دفتر ما * جزاى خير دهادت خدا ز ما حافظ
فيض با استقبال و تضمين ابيات دلانگيز و پرموج حافظ « شوق المهدى » را پديد آورده ، و يك ديوان كوچك فقط در شوق لقاى امام زمان شعر گفته و ناله سر داده است .
حافظ خوش غزل سرود اين دو سه بيت بهر غير * در حق بندگان تو گشت درست اين غلط