تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شوق مهدى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
پيدا شد از اشعه انوار پاكشان * ارواح شيعه صف زده در عرش جابجا
در شيعهء قديم نبيّون و سابقون * در شيعهء حديث پسينان اوليا
آنگه سماء و ارض و ملائك پديد شد * هر يك گرفته جاى خود از عرش تا ثرى
اول كسى كه حمد و ثناى خداى گفت * تسبيح و حمد صانع بىچون و بىچرا
نور محمدى به زبان فصيح گفت * آن چارده بدند از ايشان شد ابتدا
پس اهلبيت جمله به تسبيح آمدند * سفتند دُرِّ حمد خداوند كبريا
بودند در سپاس منزه ز حرف و صوت * بودند در ستايش بىزحمت هجا

امتياز شيعيان اهلبيت

در گوش شيعه چون ز ثناشان صدا رسيد * برداشتند نغمه بر آثار آن صدا
پيچيد بانگ غلغل تسبيح خاصگان * در بارگاه قدس به اصناف نغمه‌ها
تسبيح حمد زمرهء انوار شد بلند * افتاد در ملائكه آن غلغل و ندا
گفتند كيست حامد و تسبيح بهر چيست * آمد ندا كه صدرنشينان كبريا
تسبيح مىكنند خداى مجيد را * از هرچه نيست ذات مقدس بدان سزا
توحيد مىكنند و ثنا و سپاس و حمد * وصفش به آن كه هست منزه ز وصف‌ها
چون اين ندا رسيد به گوش ملائكه * پس جملگى زبان بگشادند در ثنا
كردند اقتباس ز تسبيح خاصگان * شد مكتب ملائكه را قوم او ستا

درباره خلقت حضرت آدم

چون نوبت وجود به ابدان ما رسيد * اين كار ز آفرينش آدم شد ابتدا
پروردگار سوى ملائك خطاب كرد : * خواهم يكى خليفه كنم در زمين به پا
گفتند اى عليم حكيم بزرگوار * تسبيح مىكنيم تو را صبح و شام ما