عن الشّىء الّذى لا يعلمونه فاذا افتاهم جعلوا له ضدّا من عندهم ليلتبسوا على النّاس » ؛ « 1 »
« امام صادق ( عليه السّلام ) فرمود : آيا مىدانى براى چه به شما [ پيروان اهل بيت ] دستور داده شد كه عمل به اخبار مخالف عامّه نماييد ؟ عرض كردم :
نمىدانم . فرمود : براى اينكه حضرت على ( عليه السّلام ) حكمى از دين خدا را بيان نمىكرد جز اينكه مخالفان ، با آن حكم مخالفت مىكردند به قصد ابطال و شكستن دستور آن حضرت ( حتّى ) از آن حضرت حكم مسألهاى را كه نمىدانستند مىپرسيدند ، وقتى كه حضرت استفتاى آنان را پاسخ مىدادند ، ضدّ آن را از پيش خود مىساختند تا بدينوسيله حقيقت امر بر مردم مشتبه گردد . »
بنابراين مراد از مخالفت ، همان معناى حرفى است براى رسيدن به حق « لأنّ الرّشد فى خلافهم » و احتمال مخالفت به لحاظ معناى اسمى و اينكه مخالفت با عامّه فى نفسه مطلوب باشد از باب عناد با عامّه ، هيچگونه مناسبت و سازگارى با مذهب اماميّه ندارد . « 2 »
ب - 4 ) ترجيح به زمان مؤخر
هرگاه تاريخ صدور يكى از دو روايت متعارض ، بعد از ديگرى باشد ، آن روايت بر روايت پيشين ترجيح دارد مانند :
1 - روايت حسين بن مختار از بعضى از اصحاب كه امام صادق ( عليه السّلام ) به آن شخص فرمود :
« أ رأيتك لو حدّثتك بحديث العام ثمّ جئتنى من قابل فحدّثتك بخلافه ، بأيّهما كنت تأخذ ؟ قال : قلت : كنت آخذ بالأخير ؛ فقال لى : رحمك اللّه » ؛ « 3 »
هامش
( 1 ) - شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 18 ص 83 ، باب 9 از ابواب صفات القاضى ، ح 24 و جامع احاديث الشيعة ، زير نظر آيت الله بروجردى ، ج 1 ، ص 265 باب 6 از ابواب المقدمات ، روايت 455 .
( 2 ) - نايينى ، ميرزا محمد حسين ، فوائد الاصول ، تقريرات ج 4 ، ص 789 .
( 3 ) - شيخ كلينى ، اصول الكافى ، كتاب فضل العلم ، باب اختلاف الحديث ، حديث 8 ، شيخ حر عاملى ،