أنا فيه أحد أستفتيه من مواليك : فقال : ائت فقيه البلد و استفته فى امرك ، فاذا أفتاك بشىء فخذ بخلافه فإنّ الحقّ فيه » ؛ « 1 »
« به حضرت رضا ( عليه السّلام ) عرض كردم امرى پديد مىآيد كه ناگزير از شناخت حكم آن مىباشم و جايى كه من هستم كسى از مواليان شما نيست كه حكم شرعى آن را استفتا نمايم . فرمود : نزد فقيه شهر رفته از او استفتا كن ، هر حكمى كه داد برخلافش عمل نما ، چون حق در خلاف آن است ، »
دسته دوم مانند : روايت عبد الرحمن بن ابى عبد اللّه :
« قال الصادق ( عليه السّلام ) إذا ورد عليكم حديثان مختلفان فاعرضوهما على كتاب اللّه ، فما وافق كتاب اللّه فخذوه ، و ما خالف كتاب اليه فردّوه ، فان لم تجدوهما فى كتاب اللّه فاعرضوهما على اخبار العامّة ، فما وافق اخبارهم فذروه و ما خالف اخبارهم فخذوه » ؛ « 2 »
« امام صادق ( عليه السّلام ) فرمود : هرگاه دو حديث مختلف ( و متعارض ) به شما رسيد ، آن دو را بر قرآن عرضه نماييد ، حديثى را كه موافق قرآن بود ، بپذيريد و آنكه مخالف بود رها سازيد و چنانچه آنها را در قرآن نيافتيد به اخبار عامه عرضه نماييد آن حديثى كه موافق اخبار ايشان بود رها سازيد و آنكه مخالف بود ، عمل نماييد . »
از اين روايت ، لزوم رعايت ترتيب استفاده مىشود كه اوّلا موافقت با كتاب ، مرجّح است و اگر موافق كتاب نبود ، مخالفت با عامه ، مرجّح است و لذا اگر يكى از دو خبر متعارض ، موافق با كتاب بود و ديگرى مخالف با عامه ، مورد تعارض و تساقط نيست ، بلكه موافقت كتاب مقدّم و مرجّح است ، پس اطلاق رواياتى از
هامش
( 1 ) - شيخ صدوق ، عيون اخبار الرضا ، ج 1 ص 689
( 2 ) - شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 18 ص 84 ، باب 9 از ابواب صفات القاضى ، روايت 29 . و جامع احاديث الشيعة ، زير نظر آيت ا . . . بروجردى ، ج 1 ، ص 264 باب 6 از ابواب المقدمات ، روايت 452 ( 26 ) .