فسألتنى عنه فاخبرتك بخلاف ما كنت اخبرتك ، او افتيتك بخلاف ذلك بأيّهما كنت تأخذ ؟
قلت : باحدثهما و أدع الآخر . فقال : قد اصبت يا ابا عمرو ! ابى اللّه الّا ان يعبد سرّا اما و اللّه لئن فعلتم ذلك انّه لخير لى و لكم ، و ابى اللّه عزّ و جلّ لنا و لكم فى دينه الّا التّقيّة » ؛ « 1 »
« اى ابو عمرو ! بگو بدانم اگر براى تو حديثى از ( آباء و اجدادم ) نقل كنم ، و يا به حكمى فتوا دهم ، آنگاه پس از مدّتى نزد من آيى و از همان بپرسى و من حديثى بر خلاف حديث قبل براى تو نقل كنم ، يا بر خلاف فتواى پيش ، فتوا دهم ، به كداميك از آن دو حديث يا دو فتوا عمل مىكنى ؟
عرض كردم : به جديدتر عمل مىكنم و آن ديگرى را رها مىسازم .
فرمود : اى ابو عمرو درست گفتى ، خدا نخواسته كه جز در نهان عبادت شود قسم به خدا اگر شما چنين رفتار نماييد ، قطعا براى من و شما بهتر است ، و خدا براى ما و شما در دينش جز تقيّه نخواسته است . »
4 - موثّقهء محمّد بن مسلم كه گفته است :
« ما بال اقوام يروون عن فلان عن رسول اللّه ( ص ) لا يتّهمون بالكذب فيجيء منكم خلافه ؟
قال : انّ الحديث ينسخ كما ينسخ القرآن » ؛ « 2 »
« به امام صادق ( عليه السّلام ) عرض كردم :
چگونه است كه گروههايى كه متّهم به دروغ نيستند از قول پيامبر ( ص ) حديثى نقل مىكنند ، آنگاه از شما حديثى بر خلاف آن صادر مىشود ؟
هامش
( 1 ) - شيخ كلينى ، اصول الكافى ، ج 3 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب التقيّة ، حديث 7 . شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 18 ص 79 و ر ك : ج 11 ، ص 462 .
( 2 ) - شيخ كلينى ، اصول الكافى ، ج 1 ، كتاب فضل العلم ، باب اختلاف الحديث ، حديث 2 .
شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 77 .