تقريب استدلال به اين دسته از آيات نيز شبيه آيات قبل است ، به اين بيان :
ورود و اقتحام در شبهات بدويه تحريميّه ، مصداق القاى در تهلكه مىباشد كه مورد نهى قرار گرفته است ، بنابراين چارهاى جز احتياط نيست .
3 - آياتى كه امر به تقوا مىكند ، مانند :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
« 1 »
تقريب استدلال به اين دسته از آيات نيز مانند آيات متقدّمه ، به اين بيان است كه :
ورود در شبهات بدويّهء تحريميّه ، با تقوا منافات دارد و لذا بايد احتياط كرد و در شبهه وارد نشد .
جواب مصنّف ( و الجواب . . . )
مصنّف به هر سه دسته از آيات ، جواب مىدهد .
جواب از دسته اوّل
مصنف مىفرمايد : ما نيز در اين كبراى كلّى كه قول به غير علم ، حرام و مورد نهى الهى است ، با اخبارىها موافقيم ، امّا معتقديم اولا اخبارىها كه مىگويند در شبهات ، احتياط واجب است ، اين قول و فتوا ، قول و فتواى به غير علم است .
و ثانيا اصوليين كه مىگويند در شبهات بدويّه ، بعد از فحص و يأس ، برائت جارى مىشود ، مستند به علم و حجّت « 2 » است كه عبارتست از دليل نقلى ( مانند : رفع ما لا يعلمون ، كلّ شىء مطلق و . . . ) و دليل عقلى ( مانند : قاعدهء قبح عقاب بلا بيان ) ، بر برائت ، چنانكه گذشت .
جواب از دسته دوم و سوم ( و عنهما . . . )
با توجّه به جواب دسته اول از آيات ( كه قول به برائت ، قول مستند به علم است و ادلّه نقليّه و عقليّه برآن قائم شده است ) جواب دسته دوم و سوم از آيات نيز واضح
هامش
( 1 ) . آل عمران : 102 .
( 2 ) . بايد توجه داشت كه مقصود از « علم » ، علم فلسفى كه يقين باشد ، نيست . بلكه علم در فرهنگ قرآن و روايات ، به معناى حجّت مىباشد و حجّت عبارتست از چيزى كه مولا بتواند با آن بر عبد ، احتجاج كند و عبد بتواند با آن اعتذار نمايد .