مصنّف مىفرمايد : علاوه بر اينكه به شهادت وجدان ، متجرّى مستحقّ عقوبت است ، آيات و رواياتى نيز در اين مورد وارد شده است .
امّا آيات ، مانند :
الف :
« وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا »
« 1 »
ب :
« لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ »
« 2 »
و امّا روايات دو دستهاند :
دسته اوّل : دلالت مىكنند بر اينكه انسان به قصد و نيّتش ، عقاب مىشود ، مانند :
« نيّة الكافر شرّ من عمله » « 3 »
دسته دوم : دلالت مىكنند بر اينكه تا انسان وارد عمل نشده و به نيّتش ترتيب اثر نداده ، عقاب نمىشود .
علماء در جمع بين اين دو دسته ، وجوهى ذكر كردهاند كه به دو وجه از آنها اشاره مىشود :
وجه اول - مقصود از نيّت در دسته اوّل نيّتى است كه صاحب آن براى انجام معصيت آنقدر آماده و مهيّا است كه برخى از مقدّمات عمل را هم انجام داده است .
ولى مقصود از نيّت در دستهء دوم ، نيّت محض است كه در نفس محبوس بوده ، بهطورىكه شخص حتّى يك مقدّمه را هم انجام نداده است .
وجه دوم - مقصود از نيّت در دسته اوّل ، نيّتى است كه شخص تا آخرين لحظه پاى آن ايستاده و برآن اصرار كند و برگشت و توبه در كار نباشد . به طورى كه تا آخرين لحظه سعى مىكند عمل قبيح را انجام دهد ، و فقط گاهى موانع و عوامل قهرى و طبيعى جلوى كار او را مىگيرد . و در اين هنگام نيز با خودش مىگويد اى كاش مانع پيش نمىآمد .
هامش
( 1 ) . البقرة : 225 .
( 2 ) . الاسراء : 36 .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 35 ، باب 6 ، حديث 3 .