مقدّمه اوّل - علم به وجود تكاليف ، در شرع مقدّس اسلام ، وجود دارد .
مقدّمه دوم - علم به اينكه آن تكاليف ، خصوصا اصول ضروريّه آن ( مانند : نماز ، زكات ، صوم ، حجّ و . . . ) تا روز قيامت باقى است ، و اينگونه نيست كه مخصوص مسلمانان صدر اسلام باشد .
مقدّمه سوم - علم به اينكه بسيارى از تكاليف ، اجزاء و شرايط و موانعى دارند كه تمام آنها به واسطه خبر واحد غير قطعى ، ثابت شدهاند ، به گونهاى كه اگر خبر واحد غير قطعى ، اين اجزاء و شرايط و موانع را ثابت نكند ، حقايق اين امور ( نماز ، صوم و . . . ) از اينكه اين امور باشند ، خارج مىشود و فقط اسمى از آنها باقى مىماند ( به بيان ديگر :
اگر خبر واحدى كه اجزاء و شرايط تكاليف را بيان مىكند ، معتبر نباشد ، از نماز ، روزه و . . . فقط اسمى مىماند بدون اينكه حقيقتا و واقعا نماز يا روزه و يا . . . باشد ) و اين مطلب آنقدر واضح است كه اگر كسى آن را انكار كند ، فقط با زبانش انكار كرده است ، در حالى كه قلبش ، نسبت به اين امر مطمئن است و به آن ايمان دارد .
و أورد عليه . . .
مصنّف در اينجا به اشكالات مرحوم شيخ انصارى در رسائل ، اشاره مىكند .
اشكالات شيخ
مرحوم شيخ بر وجه دوم از وجوه عقليّه ، دو اشكال مىكند .
اشكال اوّل شيخ ( اولا : بأنّ العلم . . . )
شيخ همان اشكال وجه اوّل را در اينجا نيز مطرح كرده و مىفرمايد :
اولا - نتيجه اين وجه ، حجّيت تمام طرق و امارات است و اختصاصى به حجّيت اخبار ندارد .
ثانيا - برفرض كه فقط حجّيت اخبار را شامل شود ، نتيجه آن حجّيت خصوص اخبار موجود در كتب معتبره شيعه ( با آن دو شرطى كه بيان شد ) نمىباشد ، بلكه تمام اخبار ، حجّت مىشوند .
شرح كفاية الأصول — صفحة 346
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٣٤٦