و قد انقدح . . .
مصنّف در پايان اين امر مىگويد :
از مطالب قبل معلوم شد كه حقّ در مطلب ، همان چيزى است كه از تقرير اصل بيان شد ، يعنى در موارد مشكوكه نسبت به حجّيت اماره غير علمى ، اصالت عدم حجّيت جارى مىشود .
إذا عرفت ذلك . . .
تا اينجا معلوم شد كه اصل ، عدم تعبّد به ظنّ ( امارهء غير علمى ) است ، يعنى اگر در حجّيت امارهاى شكّ شد ، اصالت عدم حجّيت نسبت به آن جارى مىشود ( شكّ در حجّيت ، مساوق با قطع به عدم حجّيت است )
امّا تعدادى از امارات و ظنون ، وجود دارند كه موضوعا و تخصّصا از اين اصل ، خارج شدهاند و لذا مىتوان به آنها تعبّد كرد و برطبق آنها عمل نمود .
مصنّف با عبارت فوق ، وارد بحث در امارات و ظنونى مىشود كه از اصل عدم تعبّد به ظنّ ، خارج هستند و يا گفته شده كه خارج مىباشند ، و آن را در ضمن فصولى بيان مىكند كه در عبارات ذيل به آن اشاره دارد .
شرح كفاية الأصول — صفحة 173
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص١٧٣