مثلا اگر مكلّفى نماز ظهر را با تمام اجزاء و شرايطش ( آنگونه كه در واقع هست ) بهجا آورد ، آيا انجام اين عمل ، علّت مىشود تا نسبت به امر خودش ، اجزاء حاصل شود ( به نحوى كه نيازى به اعاده در وقت يا قضاء در خارج وقت نباشد ) ، يا نه ؟
2 - اجزاء مأمور به اضطرارى نسبت به امر اضطرارى : در اين مورد گفته مىشود :
آيا اتيان مأمور به به امر اضطرارى ، علّت مىشود براى اجزاء و سقوط أمر اضطرارى يا نه ؟
مثلا اگر مكلّفى فاقد آب بود و به خاطر امر اضطرارى مانند آيهء :
فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً *
« 1 » ، نماز را با تيمّم خواند ، آيا انجام اين مأمور به ( نماز با تيمّم ) علّت مىشود تا نسبت به همين امر اضطرارى ، اجزاء حاصل شود ( بهطورىكه نياز نباشد مجدّدا در وقت يا خارج وقت ، تيمّم كرده و نماز ديگرى بخواند ) يا نه ؟
3 - اجزاء مأمور به ظاهرى نسبت به امر ظاهرى : در اين مورد گفته مىشود : آيا اتيان مأمور به به امر ظاهرى ، علّت مىشود براى اجزاء و سقوط أمر ظاهرى يا نه ؟
مثلا اگر مكلّف هنگام شكّ در وضوء سابق ، نماز را با وضوى استصحابى بخواند ، آيا امتثال اين مأمور به ( نماز با وضوى استصحابى ) علّت مىشود تا نسبت به همين امر ظاهرى ، اجزاء محقّق گردد ( بهطورىكه لازم نباشد كه در وقت يا خارج وقت دوباره استصحاب كند و نماز ديگرى بخواند ) .
موارد مربوط بهمعناى « دلالت و كشف »
در جايى است كه مأمور به با أمر ديگرى سنجيده شود ، اقتضاء بهمعناى دلالت و كشف است ، مانند دو مورد زير :
1 - اجزاء مأمور به اضطرارى ، نسبت به امر واقعى : در اين مورد گفته مىشود : اتيان مأمور به به امر اضطرارى ، آيا كشف مىكند از اجزاء و سقوط امر واقعى ( بهطورىكه بعد از رفع ضرورت ، اعاده يا قضاء لازم نباشد ) يا نه ؟ ( بهطورىكه بعد از رفع ضرورت و اضطرار ، اعاده يا قضاء لازم باشد ) ؟ مثلا اگر مكلّفى با نداشتن آب ، نماز را با تيمّم بخواند و سپس آب پيدا شود ، آيا انجام اين مأمور به ( نماز با تيمّم ) دلالت مىكند بر اينكه
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) ، آيهء 43 و سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 6 .