فايده : باتوجّه به اينكه « أجل » در جواب خبر ، استفهام و طلب مىآيد و هر كدام از اينها يا مثبت هستند يا منفى ، شش صورت بدست مىآيد بنابراين اين كلمه در مقام جواب تصديقى و تأييدى از هركدام مثبتا يا منفيا استعمال مىشود چنان كه سيوطى « 1 » قائل به اين مبناست ، لكن بعضى از نحويين مثل مالقى مىگويد : فقط بعد از خبر مثبت و طلب امرى مىآيد و براى تصديق و تأييد اين دو استعمال مىشود و بعد از خبر منفى و نهى و استفهام به هردو صورت منفى و مثبت ، هرگز استعمال نمىشود .
و ابن مالك و زمخشرى و ابن حاجب « 2 » و محقق رضى « 3 » و ابن هشام « 4 » در كتاب « الإعراب » قائل به اختصاص استعمال آن تنها بعد از خبر مىباشند .
نكته : بايد دانست كه اگر « أجل » در جواب جملهء خبريه منفى مانند : « ما قام زيد » آيد ، معناى آن تصديق آن جملهء خبريه منفى است . يعنى مجيب تصديق مىكند كه زيد نيامده است . و اگر در جواب جملهء استفهامى منفى مثل : « أما قام زيد » آمد ، براى جواب به نفى آمدن زيد است و اگر در جواب طلب منفى مثل : « لا تضرب زيدا » آمد ، براى وعده دادن به عدم زدن زيد است ، و اگر در جواب جمله خبريه يا استفهاميه يا طلبيه مثبت آمد ، معناى آن تصديق و جواب و وعدهء اثباتى به آن جملات مىباشد .
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 2 / 71 .
( 2 ) - شرح جامى : 411 .
( 3 ) - شرح الكافية : 2 / 383 .
( 4 ) - الإعراب في قواعد الإعراب : 65 .