همين آيهء اخير ، ذكر شود .
محقق رضى « 1 » مىگويد : و آن قسم يا « و ربّي » يا « و اللّه » يا « لعمري » است .
و إذا قيل : اگر گفته شود « إي و اللّه » بايد ياء ذكر گردد ، لكن اگر واو قسم حذف شود سه وجه جايز است :
1 - بر سكون باقى گذاردن ياء ، « إي اللّه » .
2 - فتح دادن به ياء ، « إي اللّه » .
3 - حذف ياء ، « ا اللّه » .
و بنا بر وجه اوّل بين ياء و لام ، التقاى ساكنين مىشود ، كه رفع آن به حذف حرف ساكن اوّل است .
نكته : محقق رضى « 2 » مىگويد : هرچند التقاى ساكنين على غير حده بوده و بايد ساكن اوّل حذف شود لكن چون كلمه بعد « اللّه » است ، مىتوان هردو ساكن را باقى گذارد . و اين از خصائص كلمه « اللّه » است .
فايده : التقاى ساكنين بر دو قسم است :
1 - على حده : كه ساكنين در يك كلمه و ساكن اوّل حرف لين و ساكن دوّم ، مدغم باشد كه در اين صورت التقاى ساكنين اشكالى ندارد ، مانند : « ضالّين » .
2 - على غير حده : كه يكى از شرائط التقاى ساكنين على حده را نداشته باشد ، مانند : « إي اللّه » كه ساكنين در دو كلمه هستند . و رفع التقاى ساكنين در اين صورت اگر ساكن اوّل حرف علّه باشد ، به حذف آن است .
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 2 / 382 .
( 2 ) - شرح الكافية : 2 / 383 .